در سایه تثبيت جهاني شعار گفتگوی تمدن ها، حمله به عراق و افغانستان رقم خورده بود. واقعه 11 سپتامبر هم هجمه ها علیه ایران را تشدید می کرد. این گونه بود که غرب سیاست تهاجمی به خود گرفت به گونه ای که ایران را به سمتی ببرد تا از ترس مرگ خودکشی کند! کشورهای اروپایی در نقش پلیس خوب و ایالات متحده آمریکا در نقش پلیس بد ظاهر شدند تا مسیر پیشرفت ایران اسلامی در زمینه انرژی هسته ای را سد کنند.
در این فضا بود که روند اعتماد سازی دولت اصلاحات آغاز شد. در حالی که پیش نویس قطعنامه علیه ایران از سوی آمریکا آماده شده بود، چماق قطعنامه و تحریم بالای سر ایران قرار گرفت و وزرای سه کشور اروپایی عهده دار رایزنی با ایران شدند. قطعنامه شورای امنیت تبدیل به غول ترسناکی شده بود که خط قرمزهای ایران را تهديد می کرد. این همه چیزی بود که به توافق سعدآباد و بیانیه مشهور سعدآباد انجامید. بیانیه ای که تحلیلگران خارجی از آن با عنوان عقب نشینی ایران از حقوق خود و تسلیم در برابر مطالبات غرب یاد کردند. هدف وقفه ایجاد کردن در روند هسته ای شدن ایران بود.
مارك لئونارد تحلیلگر انگلیسی، در اين زمينه مي نويسد:«اروپائيان در مذاكرات خود با ايران به گونه نامعمولي سختگير و خواستار تعليق غني سازي توسط تهران يا ارجاع پرونده به شوراي امنيت بوده اند. هدف ديپلماسي اروپايي، كندكردن روند برنامه هسته اي تهران به اندازه اي است كه اين كشور به مرحله بدون بازگشت فناوري هسته اي نرسد و تغييرات سياسي منجر به روي كارآمدن دولتي شود كه خواهان مذاكره با غرب باشد. ديپلماسي اروپايي تاكنون بسيار موفق بوده و توانسته با كندكردن برنامه هسته اي ايران، راه را براي ورود بازرسان هسته اي به آن كشور باز كند، و ائتلاف ديپلماتيك جهاني عليه برنامه غني سازي تهران ترتيب دهد.»(1)
ایران در حالی برای مذاکره با کشورهای اروپایی آماده می شد که جک استراو وزیر امور خارجه انگلیس رسما اعلام کرده بود که اتحادیه اروپا صرفا در پی تعلیق موقت غنی سازی است. دومینیک دوویلپن وزیر امور خارجه وقت فرانسه نیز روز عقد پیمان سعد آباد را روز مهمی برای سه کشور اروپایی خوانده بود.
در توافق سعدآباد، ایران موفق به اخذ هیچ امتیازی از طرف مقابل نشد و در عین حال در زمینه های مختلفی از حقوق خود عقب نشینی کرد و امتیازات زیادی را به طرف مقابل داد. آنچه از آن با عنوان تعهدات سه کشور اروپایی یاد می شود، در سه محور قابل دسته بندی است.
نخست اینکه دولت های سه کشور اروپایی حق ایران را برای استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای مطابق با معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای به رسمیت شناختند. این در حالی بود که حق ایران پیشتر با امضای ام پی تی به رسمیت شناخته شده بود و این چیز جدیدی نبود!
دوم اینکه کشورهای اروپایی توافق کردند در صورت تایید مدیر کل آژانس بین المللی انرژِی اتمی مبنی بر اجرای کامل تعهدات ایران و بر طرف شدن نگرانی های سه کشور اروپایی، راه برای گفتگو بر مبنای همکاری های دراز مدت باز شده و جمهوری اسلامی می تواند انتظار داشته باشد که آسان تر به فناوری های جدید و اقلام دیگر در حوزه های مختلف دست یابد.کشورهای اروپایی هیچ گونه تعهد شفافی را به ایران نمی دادند و
سومین تعهد کشورهای اروپایی همکای با جمهوری اسلامی برای ارتقای سطح امنیت و ثبات در منطقه از جمله ایجاد منطقه عاری از سلاح کشتار جمعی بود. چیزی که به خودی خود عاری از معنا و پرادوکسیکال به نظر می رسید. ایجاد منطقه عاری از سلاح کشتار جمعی با حضور اسرائیل چگونه ممکن بود و این مسئله اصولا چه نفی برای ایران داشت؟
در مقابل تعهدات بی خاصیت غرب، ایران در توافق ننگین سعدآباد برای اعتماد سازی امتیاز های زیادی را یک طرفه به اروپایی ها داد که می توان به موارد ذیل در این خصوص اشاره کرد:
1-
2-
3-
4-
5-
6-
در واقع نمايندگان مذاکره کننده ایران خواسته یا ناخواسته قصور خود را پذیرفته بود و حتي متعهد شده بود قصورهای خود را اصلاح کند. مراد از آنچه از آن با عنوان تعلیق داوطلبانه یاد می شد نیز تعلیق همیشگی فعالیت های هسته ای ایران بود که
این عقب نشینی ایران البته مورد استقبال آمریکا قرار گرفت. آدام ارلی معاون سخنگوی وزارت خارجه آمریکا گفت:«وادار کردن ایران به انجام چنین کاری نتیجه یک تلاش چند جانبه بود که ما خواهان آن بودیم و به طور کامل در آن شرکت داشتیم.»(3)
او همچنین با خوشحالی اعلام کرد:«وزیران امور خارجه سه کشور اروپایی در مذاکرات خود در تهران(توافق تهران) هیچ امتیازی به ایران نداده اند.»(4)یوشکا فیشر وزیر امور خارجه وقت آلمان نیز بر این موضوع صحه گذاشت:«آلمان، فرانسه و انگلیس ضمن تلاش جهت گشودن راه بازگشت ایران به جامعه بین المللی هیچ امتیازی به تهران نداده اند.»(5)
این همه در حالی بود که تحلیلگران جهانی عقب نشینی های بعدی ایران را پیش بینی می کردند. تحلیل خبرگزاری آلمان پس از امضای توافقنامه این بود:«در خواست های اتحادیه اروپا از برنامه هسته ای فراتر می رود و موضوعات چهارگانه(بازرسی های نامحدود هسته ای، به رسمیت شناختن اسرائیل، همکاری در جنگ با تروریسم از طریق توقف حمایت از گروه های ضد اسرائیلی، و بالاخره رعایت منشور جهانی حقوق بشر) را در بر می گیرد.»(6)
در واقع ایران از حقوق خود عقب نشینی کرده بود. این همان چیزی بود که خارج نشینان نیز بر آن صحه می گذاشتند. روزنامه آلمانی فرانکورتر آلگماینه صدور بیانیه سعدآباد را این گونه گزارش داد:«ایران در مناقشه بر سر برنامه اتمی خود کوتاه آمد.»(7)
جک استراو وزیر امور خارجه انگلیس رسما طی بیانیه ای اعلام کرد که ما میوه عراق را در سعدآباد چیدیم. معاون سخنگوي وزارت امور خارجه آمريكا نیز خاطرنشان كرد: «سه دولت تلاش كردند تا ما را از طرحهايشان آگاه كنند و بيانيهاي كه در اين زمينه مطرح شد نشانگر اين مساله بود كه به آنچه كه بخواهيم دست مييابيم در صورتيكه همه ما همكاري كرده تا پيامي قاطع و يكسان به ايران بفرستيم مبني بر اينكه بايد به تعهداتش عمل كند.»(8)
در حالی که انتظار می رفت آمریکا نیز از موضع مقابله جویانه خود بعد از صدور این بیانیه کوتاه بیاید، آدام ارلی این بیانیه را صرفا "اولين قدم" خواند.(9) شبکه تلویزیونی الجزیره نیز اعلام کرد:«تحولاتی که اکنون در ارتباط با برنامه های هسته ای ایران روی می دهد در واقع تجربه بازرسی از تاسیسات هسته ای عراق را که به اشغال نظامی این کشور انجامید در اذهان زنده می کند.(10)
در این میان دولت اصلاحات باز هم به دنبال اعتماد سازی و اثبات حسن نیت خود بود. روندی که بعدها عقب نشینی گام به گام از حقوق ملت ایران را رقم زد. حسن روحانی رئيس شوراي عالي امنيت ملي رسما اعلام کرد:«ما حتي براي نشان دادن حسن نيت خود، پذيرفتيم كه به صورت موقت غني سازي اورانيوم را به حالت تعليق درآوريم.»(11) او همچنین با تاكيد بر اينكه با آژانس بينالمللي انرژي هستهاي مشكلي به وجود نخواهد آمد، افزود:«ما تا پايان آبان ماه پروتكل را امضاء خواهيم كرد.»(12)
چند روز بعد مقام معظم رهبری با اشاره به برخی توافقات در سعدآباد تهران فرمودند:«يكى از مسائلى كه در اين مذاكرات جهانى مطرح شد و آن را بعضى از اروپاييها و ديگران گفتند، اين بود كه ما نه تنها با انرژى اتمى صلحآميز در ايران مخالفتى نداريم، بلكه خودمان برايشان نيروگاه مىسازيم و خوراكش را هم مىدهيم. از نظر ما اين موضوع قابل قبول نيست؛ زيرا آن نيروگاهى كه غربيها بخواهند براى ما بسازند و سوختش را هم بدهند، به درد ايران نمىخورد؛ آن به گروگان دادن ايران و ايرانى است! من يك وقت راجع به نفت گفتم اگر اين نفتى كه دست كشورهاى اين منطقه است، در دست اروپاييها بود و بنا بود آنها به شما مردم ايران و مردم ساير كشورهايى كه امروز نفت توليد مىكنند، بفروشند، براى هر استكانش جانِ شما را مىگرفتند! حالا ميليونها بشكه را به قيمت ثمنبَخس مىخرند و پولى كه بابت آن مىدهند، مثل ندادن است. اگر غربيها بخواهند سوختِ نيروگاه ما را بدهند، آن را به هزاران شرط مىدهند: چرا فلان حرف را گفتيد؟ نمىدهيم؛ چرا فلان حرف را نگفتيد؟ نمىدهيم! جمهورى اسلامى زير بار اين حرفها نمىرود. ما سوختِ نيروگاه را خودمان توليد مىكنيم، كه از لحاظ مقرّرات بينالمللى هم مجاز است. البته تهيه سوخت داراى فناورىِ بالا و فرآيند بسيار مهم، پيچيده، حسّاس و اثرگذار در سطح عام و فناورى كشور است.»(13)ایشان همچنین ضمن هشدار به غرب افزودند:«ما در هر جا حركتى كرده باشيم كه به نقطهاى برسد كه به منافع جمهورى اسلامى خدشه و ترديد وارد شود، همانجا آن حركت را بدون هيچ ترديدى قطع مىكنيم.»


