تبليغاتX
نخود هر آش
از همه چیز و همه جا
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


روضه ای برای جیب آقا!وارد امامزاده که میشی آقای چاقی رو می بینی که نشسته روی یه صندلی درحالی که شکمش یک متر جلوتر از خودش آویزونه. یه میکروفن دستشه. توی میکروفن اعلام می کنه:

«خانوما و آقایون اگه نذر روضه دارن در خدمتشون هستیم»

یکی از آقایون که از چشمای قرمز و رنگ زردش معلومه یه گرفتاری توی زندگیش پیش اومده یه پنجهزار تومنی درمیاره و به آقای چاق میده. آقای چاق اول پول رو توی جیبش فشار میده و بعد صداش رو تودماغی می کنه، مثل کسی که گریه کرده، و بعد با صدای بلند شروع می کنه «آی ی ی ی ی ! بمیرم برات زینب، غم برادر عجب غمیه، .... » و بعد از دو سه دقیقه دوباره تکرار می کنه:

«خانوما و آقایون اگه نذر روضه دارن در خدمتشون هستیم»

و اینبار یک اسکناس دیگه از دست زنی دریافت می کنه، توی جیبش هل می ده  و ......

 

واقعا شیعه یعنی این؟ پس خدا کجاست؟ قرآن کجای دل شیعیان جا داره؟  با خوندن چند جمله از غم برادر و دل خواهر چه معنویتی رو بدست میاریم؟ و این پولها کجا میره؟ یا شکم روضه خون رو بزرگتر میکنه و یا مناره های امامزاده رو درازتر. ولی آیا مشکلی از مشکلات مسلمونا حل میشه؟ آیا چیزی به دنیا و آخرت اونها اضافه میشه؟ 

هرکی هرچی می خواد بگه، فقط می دونم که اسلام واقعی یا بهتر بگم دین واقعی این نیست...........


نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 11:16 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


مدتی است که گاگول پروری بعنوان یک اصل در جامعه مدیریتی دیده شده است.

نخود هر آش

لغت گاگول معنا و تعابیر خاص خود را داشته و در موقعیت های مختلف معانی گوناگونی را یدک می کشد. این لغت بنظر می رسد زیاد هم قدیمی نبوده زیرا در فرهنگ لغات اشاره ای به آن نشده است. اما هر چه هست، سوژه مناسبی برای مدیریت لایه میانی شناخته شده است.
گاگول به فردی گفته می شود که بود و نبود آن تاثیری نداشته و فقط به عنوان عروسک خیمه شب بازی عمل می کند. این فرد اراده ای از خود ندارد. در حال حاضر از چنین شخصیت هایی در جامعه کنونی استقبال شده است بطوری که جایگاه خود را کم کم در جامعه بدست آورده اند.

 

لایه میانی مدیریت همان لایه ارتباطی مدیریت بالا با پرسنل اجرایی (پایین دستی) یک مجموعه است. این لایه نقش مهمی بعهده دارد. ایشان با تمامی مشکلات بخش آشنا و راهکار های آن را با مشورت از پرسنل پایینی پیدا می کنند. این لایه به عنوان لایه تبدیل تصمیم به عمل شناخته شده و کارایی افراد این لایه از مهمترین اصول اجرای کار است. اما متاسفانه دیده شده است که افراد گاگول کم کم جایگاه خود را در این لایه پیدا کرده اند. البته وجود گاگول برای تمامی لایه های سیستم خوشایند است که هر کدام دلائل خاص خود را دارند.

نخود هر آش

با توجه به پیچیده شدن پست مدیریت در جامعه امروزی، مدیران برای حفظ جایگاه خود، دیگر به فکر بازده سیستم نیستند. اصلاً بازده سیستم جزء فرعیات سیستم ها شده. حال ایشان برای رسیدن به اهداف خود گاگول ها را در لایه میانی مدیریت قرار می دهند. از دلائل عمده آن می توان به موارد زیر اشاره کرد؛

- عدم پیشرفت پایین دستی ها تا لایه میانی مدیریت:
یعنی دیگر رغیبی برای ایشان وجود ندارد. کسی غیر از ایشان در سیستم برای جایگزینی اش وجود ندارد. زیرا فقط گاگول ها در لایه میانی هستند و بقیه (که افراد لایق در میان آنها هستند) در لایه پایینی فسیل می شوند.

- کنترل یک گاگول آسان تر است:
همان طور که واضح است، گاگول بدون چون و چرا دستورات را اجرا می کند ولی یک فرد معمولی، قبل از انجام کار فکر کرده http://shokri.ir/smileys/39.gifو در صورت مشکل دار بودن آن، آنرا انجام نمی دهد تا دلیل آن را بفهمد.

- اجرای نیت خود و لو غیرقانونی و غیرمنطق:
مدیریت بهرحال یک انسان است و ممکن است به هر کاری دست بزند. پس وقتی مانعی در سر راهش نباشد و همه با او هم صدا و حامی او باشند، دیگر ترسی از انجام کارهای غیرمنطقی و غیرقانونی ندارد.

- شنیدن کلمه چشم قربان از همه:
آرامش بخش ترین کلمه برای یک مدیر، کلمه چشم قربان و بدون چون و چراست http://shokri.ir/smileys/16.gifکه گاگول برای همین کار آفریده شده است.

- نبودن اعتراض از پایینی ها:
روز یک مدیر با اعتراضhttp://shokri.ir/smileys/kpc1pdtkaaoweh776o0.gif خراب می شود. چه کسی غیر از گاگول قادر به تامین هر روز خوب برای یک مدیر استhttp://shokri.ir/smileys/ceerang226.gif.

- ارائه گزارش مورد پسند مدیر از لایه پایینی به لایه بالایی:
در اینجا گاگول بعنوان یک فیلتر عمل کرده و گزارشات را به دلخواه مدیر پالایش می کند. ایشان فقط به فکر مدیر است و دغدغه او ارائه گزارش عملکرد صحیحی از مدیریت است.

- تسلیم در برابر سیاست دیکتاتوری سیستم:
هر کس با حضور در یک سیستم خود را جزئی از آن دانسته و برای پیشرفت سیستم در سیاست ها اعمال نظر می کند ولی گاگول نظرش همان نظر بالا سری هاست.

- ریختن پر و بال افراد لایق:
هیچ کس از ابتدا رئیس نیستhttp://shokri.ir/smileys/ceerang201.gif ولی با توجه به لیاقت و استعداد خود، پله ها ترقی را طی کرده و به مراتب بالا می رسد. یکی از تخصص های گاگول، نابودن کردن افراد با استعداد است. با تصمیم های احمقانهhttp://shokri.ir/smileys/34.gif ایشان را نه تنها از ادامه کار و ترقی، بلکه از زنده بودن هم نا امید می کند. حال با نابود کردن انسان های لایق، جایگزینی برای بالا سری ها وجود ندارد.
حال به مواردی که پایین دستی را وادار به پسندیدن فرد گاگول می کند، می پردازیم:

ادامه مطلب

نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 6:22 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


دل و جرأت احمدی نژاد

نخود هر آشيك روز احمدی نژاد داشت در جمع مردم عليه سياستهاي گذشته هاشمی رفسنجانی حرف مي زد. يك دفعه از انتهاي سالن صدايي گفت: اون موقع تو كجا بودي كه جرأت نداشتي اين حرفا رو بزني؟
احمدی نژاد به طرف صدا برگشت و پرسيد: كي بود؟
كسي جواب نداد.
باز هم پرسيد: كي بود؟
باز هم كسي جرأت نكرد جواب بده.
احمدی نژاد گفت: اون موقع من همون جايي نشسته بودم كه تو الآن نشستي.

 

غسل جنابت

نخود هر آش

از يك دانش آموز كه خيلي سياسي شده بود در كلاس ديني پرسيدن:
چطور غسل جنابت مي كنن؟
گفت: اول موضعمون رو روشن مي كنيم، بعداً جناح راست رو شستشو مي ديم، و اونوقت جناح چپ رو مي شوريم.
پرسيدند: پس آلت تناسلی چی؟
گفت: اونجا مثل كارگزاران مي مونه، هم با راست شستشو مي شه، هم با چپ!

شش پارادوکس در کشور ایران

نخود هر آشهیچ کس کار نمی کند، اما تمام برنامه ها اجرا می شود.
تمام برنامه ها اجرا می شوند، اما بازار راکد است. 
بازار راکد است، اما هیچ کس گرسنه نیست.
هیچ کس گرسنه نیست، اما همه نا خوشنودند.
همه ناخوشنودند، اما هیچ کس شکایتی ندارد.
هیچ کس شکایتی ندارد، اما زندان ها پر است.

 

4 سال بعد از اجرای لایحه هدفمند کردن یارانه ها:

نخود هر آشزنی با یک کیسه پر ازلوله های کاغذ توالت از خیابان می گذرد. عابری با تعجب از او می پرسد:« مادر جان! این کاغذ توالت ها را از کجا خریدی؟»
« خریدم؟ مگر این روزها می شود چیزی خرید؟ مگر اصلا چیزی برای خرید وجود دارد؟ چهار سال است که این ها را نگه داشته ام. الان هم از خشک شویی گرفتم شان.»

 

دوران کودکی زیبا

نخود هر آشدر راهپیمایی با شکوه 22 بهمن، پیرمردی پلاکاردی را در دست داشت که رویش نوشته شده بود:" آقای احمدی نژاد، برای دوران کودکی زیبایی که به من تقدیم کردی، متشکرم"
عابری به پیرمرد گفت:« این چیه؟ همه می دانند که وقتی تو بچه بودی، اون هنوز به دنیا نیامده بود!»
پیرمرد گفت:« این دقیقا همان چیزی است که من برایش متشکرم.»

دلسوزی!

نخود هر آششخصی وارد قهوه خانه‌ای می‌شود و می‌بیند که باراک اوباما و خانم کلینتون کنار هم نشسته‌اند. سلام می‌کند و از رئیس جمهور آمریکا می‌پرسد: «چه خبر از جنگ، قربان‌؟» اوباما پاسخ می‌دهد‌: «ما داریم آماده می‌شویم تا چهل میلیون عراقی و یک دختر مو طلایی را بکشیم‌.‌» آن شخص با شگفتی می‌پرسد: «‌چرا می‌خواهید دختر مو طلایی را بکشید؟» اوباما رو به خانم کلینتون می‌کند و می‌گوید: «دیدی گفتم که مردم به عراقی‌ها اهمیتی نمی‌دهند.»

سگ آمریکایی:

نخود هر آشمردی در نیویورک قدم می زد که متوجه شد سگ هاری به دختری حمله کرده است‌. با تکه‌ای چوب ضربه‌ای به سر سگ می‌زند و او را دور می‌کند و دختر را نجات می‌دهد. مادر دختر با قدر شناسی می‌گوید: «خیلی ممنون، شما قهرمان هستید، فردا تیتر اصلی همه روزنامه‌ها در مورد شهروند نیویورکی خواهد بود که زندگی دخترکی را نجات داده است.»
مرد می‌گوید:«‌اما من اهل نیویورک نیستم.»
مادر می‌گوید: «خب، پس آنها خواهند نوشت: یک آمریکایی شجاع زندگی دخترکی را نجات داد.»
مرد می‌گوید:«‌ولی من امریکایی هم نیستم.»
مادر می‌پرسد: «پس شما اهل کجا هستید؟»
مرد پاسخ می‌دهد: «‌من ایرانی هستم.»
روزی بعد تیتر بزرگ روزنامه‌ها این بود: «افراطیون اسلامی سگ آمریکایی را کشتند.»


نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 18:59 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


فیلمهای سبزکی!
نخود هر آش

قرآن سر نیزه!
نخود هر آش

آبیاری سبزکها:
نخود هر آش

بالاخره کلید پیدا شد!
نخود هر آش

گزارش کار آقای موس موسک!
نخود هر آش

حمایت از نوع سبزکی!
نخود هر آش

نخود هر آش

نخود هر آش

نخود هر آش

 


نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 0:14 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


نخود هرآشنخود هر آشاين علي مطهري هم حكايتي شده . از همه چيز و همه كس انتقاد مي‌كنه( البته اينرا كلي گفتم ، فقط از همه چيز و همه كس احمدي نژاد انتقاد مي كنه) هيچوقت هم پيشنهادي نداره و فقط منتقده . نمي دانم در 8 ساله اصلاحات كجا بود . يا آن موقع هنوز بزرگ نشده بود يا اينكه بالاخره ... چيزي كه مسلمه دنبال كسب شهرته به هر قيمت و با هر وسيله اي .

آخرين كارش هم نامه به آيت الله جنتي است . از بي ادبي و بي حرمتي كسي كه خودش روحاني زاده است كه بگذريم مطالبي كه گفته عيناً همانهايي است كه همين انقلاب مخمليون و طرفداران هولوكاست سبز مي گويند . در نامه اش علما را آقا خطاب كرده و فقط پدر مرحومشان شهيد دكتر مطهري را آيت الله لقب داده . جالبه كه - نعوذ بالله-  آيت الله جنتي را با معاويه و ميرحسين موسوي را با علي (ع) مقايسه نموده . بد نيست ما هم ايشان را با تقي زاده نماينده معلوم الحال و تند رو  دوره قاجار و پهلوي كه  اتفاقاً با شهيد مدرس هم مخالف بود مقايسه كنيم .

البته ناگفته نماند علت ناراحتي ايشان از شوراي نگهبان و آيت الله جنتي براي همه مشخص است (رد صلاحيت ايشان در انتخابات مجلس دوره هشتم كه با رايزني هايي و زوركي تاييد شد .)

پيشنهاد مي كنم دوره بعدي انتخابات علي مطهري بصورت مستقل ( نه ليست اصولگرا) كانديدا بشه تا ببينيم صد رأي هم مي‌آره يا نه . ضمناً بهتره براي خالي نبودن عريضه يك نامه انتقادي هم به علي لاريجاني بنويسه تا خداي ناكرده شائبه فاميل بازي و رعايت حال اقوام در ذهن مردم متبادر نشه .

يادم هست در ايام انتخابات رياست جمهوري مطلبي خوندم كه همسر شيد مطهري گفته بود "براي سلامتي آقاي احمدي نژاد هر روز سوره حشر مي خوانم ". اميدواريم اين مادر عزيز كمي پسر دنبال شهرتش را نصيحت كنه و اي كاش حداقل نظر پدر انديشمند خودش رو عمل كنه كه" هدف وسيله را توجيه نمي كند".


نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 14:8 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


نخود هر آش1- ابوموسي اشعري چهره اي شناخته شده در بين مسلمين است . مي‌گويند در زمان پيامبر -ص- مورد اعتماد ايشان قرار گرفت تا آنجا كه مأمور جمع آوري زكات بعضي قبايل هم شد . پس از رحلت رسول خدا در فتوحات ایران و سوریه شرکت داشت و در دوره عمر و عثمان حاكم بصره و كوفه گرديد . گويا جزء فقها و قاضي القضات آن دوره هم بود. در زمان خلافت اميرالمؤمنين حضرت علي (ع) و وقوع جنگ صفين ، با اصرار گروهي از ياران فريب خورده ،نماينده سپاه امام در ماجراي حكميت شد و باساده لوحي و بينش كم مغلوب نيرنگهاي عمروعاص شد و خيانتي بزرگ به اميرالمؤمنين (ع) و آينده اسلام نمود.همانطور كه ملاحظه مي شود ابوموسي اشعري فردي با سابقه در تاريخ اسلام و داراي دانش در احكام و مباني اسلامي بوده است.

2- شيخ يوسف صانعي بنابر زندگي نامه نوشته شده در سايتشان در سن 22 سالگي به مرحله اجتهاد رسيدند . ايشان سوابقي در مبارزات انقلابي دوران رژيم شاهنشاهي داشته و پس از پيروزي انقلاب ، از طرف حضرت امام (ره) بعنوان عضو فقهاي شوراي نگهبان منصوب و چند سال بعد هم دادستان كل كشور مي گردد . بعد ها يك دوره عضو مجلس خبرگان رهبري شده و نهايتاً دفتر مرجعيت تأسييس نمودند.

3- چند روز قبل آقاي صانعي در جمع تعدادي از دوستانشان اظهارات عجيب و دور از نزاكتي بيان نمودند كه نشان از نبود بينش و آگاهي در ايشان داشت. هنگام مشاهده فيلم سخنراني ايشان ناخودآگاه به ياد ابوموسي اشعري افتادم . همانطور كه ذكر شد، ابوموسي اشعري هم داراي سوابق مبارزاتي - سواد علمي و فقاهت و مسؤوليت در حكومت اسلامي بوده است (همان چيزهايي كه آقاي صانعي و بسياري ديگر از همفكران ايشان در مورد خودشان ادعا مي كنند و تا موضوعي پيش مي‌آيد مي‌گويند ما با امام بوديم ما در انقلاب بوديم ما... ) اما در نهايت با اعمال نسنجيده و فريب اطرافيان و از همه مهمتر عدم وجود بصيرت باعث كناره گيري حضرت علي (ع) از خلافت شد كه ضررهاي ناشي از آن تا همين امروز باقيست .

از اهانتهاي ايشان به رئيس جمهور منتخب مردم كه بگذريم(كه مسبوق به سابقه هم بوده است) ، سخنان آقاي صانعي سرشار از اتهام و تضعيف و توهين به نظام اسلامي مي‌باشد. بررسي اتهامات ايشان به نظام و شيوه حكومت اسلامي در اين مقال نمي‌گنجد و كار اهل فن است ولي نياز به پيگيري‌ توسط برخي نهادها و پاسخگويي مستدل توسط مراجع معظم ضروري بنظر مي‌رسد.

به خوبي روشن است اينكه امام راحل (ره) فرمودند " ملاك حال فعلي افراد است" براي همين روزها بوده تا امثال آقاي صانعي مدعي نشوند و تصور نكنند كه سابقه قبليشان مصونيتي ايجاد كرده كه هرچه مي‌خواهند بكنند و بگويند . بد نيست آقاي صانعي و ديگران مقايسه‌اي بين خودشان و برخي شخصيتهاي تاريخي داشته باشند تا عبرت بگيرند و عبرت نشوند.

در پايان قسمتي از نامه‌ حضرت علي(ع) به ابوموسي اشعري پيرامون حكميت كه با وضع فعلي برخي آقايان مطابقت كامل دارد كه مي‌فرمايند: " همانا بسيارى از مردم دگرگون شدند، و از سعادت و رستگارى بى بهره ماندند، به دنياپرستى روى آورده، و از روى هواى نفس سخن گفتند... " در ادمه مي فرمايند" همانا بدبخت كسى است كه از عقل و تجربه اى كه نصيب او شده است محروم ماند، و من از آن كس كه به باطل سخن گويد يا كارى را كه خدا اصلاح كرده برهم زند، بيزارم. آنچه را نمى دانى واگذار، زيرا مردان بدكردار، با سخنانى نادرست به سوى تو خواهند شتافت".(نهج البلاغه - نامه 78)


نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 13:53 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


این طرح ترافیک هم مثل بقیه طرحهای این مملکته:
- یه شبه به مغز آقایون می رسه
- بعد از اجرا سر و تهش رو مشخص نمی کنن.
- اینقدر اجراش طول می کشه که میشه جزء مقدسات! میشه اصول دین! میشه اصول حکومت (که البته از اصول دین واجب تره برای آقایون!)

نخود هر آش

 پلیس راهنمایی و رانندگی ایران،  بدون اندیشه و نوآوری، فقط بلده جریمه بنویسه و مردم رو محدود کنه. البته کار دیگه ای بلد نیست.

شاید برای شما هم این اتفاق افتاده که توی یه ترافیک سنگین گیر کرده باشین و در کنار خیابان چندین پلیس رو ببینین که فقط در حال نوشتن برگه های جریمه و گذاشتن زیر برف پاک کن ماشینا هستن. شاید شما هم متوجه شدین که بعد از اینکه محدوده زمانی طرح ترافیک تموم می شه، با اینکه ترافیک شدیدتر می شه، یه دفعه صدها پلیس توی خیابون غیبشون می زنه! آدم احساس می کنه اونا تا الآن فقط بودن که جریمه بنویسن. و الآن که طرح تموم شده دیگه لزومی به موندنشون نیست!

 و اما طرح ترافیک:
شما فکر نمی کنین خود این طرح باعث ترافیک شده باشه؟
تموم مردمی که توی محدوده این طرح مسخره کار دارن، انتظار می کشن که ساعت 5 بشه تا بتونن برن و به کارشون برسن. یه دفعه تا ساعت 5 می شه، همه، گله گله میریزن تو خیابون. اونوقت این گله ها روی خیابونهایی هم که در محدوده طرح نیستن اثر میگزارن. درصورتی که اگه طرح نبود مردم زمان انجام کارشون رو بین صبح تا شب تقسیم می کردن.
شما فکر نمی کنین ترافیکایی که هر شب شاهدش هستیم، یا حتی ترافیکای روزای تعطیل، بخاطر همین ساده نگری پلیس راهنمایی و رانندگی باشه؟


نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 23:12 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


گفتم: بالاخره این مردک فاسد، مایکل جکسون هم به درک واصل شد!

گفت: چرا راجع بهش اینطور حرف می زنی؟

گفتم: آخه راجع به کثافتکاریهاش توی بعضی از سایتها یه چیزایی خوندم.

گفت: ولی ملاک حال آدماس. اون، ممکنه که درگذشته کارایی کرده باشه، ولی میدونی سال آخر عمرش مسلمون می شه و سعی می کنه یه جوری از گذشته کثیفش فاصله بگیره.
راستی این داستان رو شنیدی:
روزی مردی فاسد و شرابخوار از کویی می گذشت... در میانه ی راه چشمش به حضرت امام جعفر صادق افتاد ...از شدت شرم نگاهش را به زیر انداخت و رویش را به سمت دیوار کوچه نهاد تا امام بگذرند...ناگه دستی آرام بر روی شانه اش فرود آمد... و صدای ملتمس و گریان امام که می فرمود : هر که هستی و هرچه کرده ای از ما روی بر مگردان!! کمی تعقل بد نیست!!

 گفتم: عجب! راستی که عاقبت به خیری هم عجب نعمتیه! یکی مثل مایکل جکسون آخر عمری آدم می شه، اونوقت افرادی مثل «م.ک»  و «م.م» و م. خ (انشاءا... که شما نشناختینشون!) که ادعا دارن یار امام و پیرو خط امامن، آخر عمری دارن خودشنون رو لجن مال می کنن.
راستی راستی که عاقبت به خیری عجب نعمتیه.

نخود هر آش

نخود هر آش

http://maji.blogfa.com/post-142.aspx


نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 20:55 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


نخود هر آش

گفت: تو اهل روزنامه خوندن هستی؟

گفتم: تا حدودی

گفت: می بینی که چطوری مسئولین مملکت مثل سگ و گربه به جون هم افتادن؟

گفتم: البته این اختلافا همیشه بوده و توی همه کشورا .....

پرید وسط حرفم و گفت: بیخود شعار نده! ما با همه کشورا فرق داریم. ادعای مسلمونیمون که گوش فلک رو کر کرده! مثلا اینجا مملکت امام زمانه!
درثانی من خودم به احمدی نژاد رای دادم. خیلی هم دوستش دارم. بخاطر اراده و قدرتی که در برابر آمریکا و انگلیس از خودش نشون داد. ولی این دعوایی که با سران مملکت راه انداخته دیگه خیلی حال به هم زن شده. آخه اگه مدرکی داره که هاشمی و خونوادش خلافی مرتکب شدن یا ارائه بده و یا اگه زورش بهشون نمی رسه لااقل جو مملکت رو خراب نکنه. روزنامه ایران درعوض پرداختن به مسائل مهم مملکت، خوراکش شده مقاله و اخبار ضد هاشمی و جاسبی!
روزنامه های مخالف دولت هم همینطور. اصلا به نظر من این آزادی مطبوعات توی این چند سال خیلی «حال به هم زن» شده!؟

گفتم: والا چه عرض کنم؟ مثل اینکه همچین بیراه هم نمی گی!

گفت: معلومه که راست می گم. راستی تو که وبلاگ داری، یه مطلب بنویس راجع به این آزادی مسخره مطبوعات و سایتها. راجع به این اختلافای الکی. برای احمدی نژاد بنویس دیگه تو یکی کوتاه بیا. حالا اگه هاشمی رو خراب کنی مملکت گلستان میشه؟ برو کارت رو بکن. نکنه این جوسازیها رو می کنی که مثل خاتمی بعد از 8 سال بگی می خواستم بکنم، نذاشتن!
به خدا کارای مملکت با دوستی خیلی بهتر پیش می ره. به نظر می رسه دولت دشمن اصلی رو فراموش کرده. دشمن اصلی آمریکا و انگلیس و روسیه و چین هستن. آمریکا با تحریمهاش، انگلیس با توطئه هاش، روسیه هم با نامردیاش. اما دشمنی چین، همون کشوری که عشق دولت شده! از همه بیشتره، بیشتر بیکاری جوونای ما، بسته شدن کارگاهها و کارخونه های ما و ضررهای تولیدکننده های ما، همه و همه بخاطر رابطه ی صمیمی آقای احمدی نژاد با چینه!
تو رو خدا یکی به احمدی نژاد حالی کنه دشمن این مملکت همین کشورهای شرقی و غربی و مخصوصا شرقیا هستن نه هاشمی و باهنر و مطهری.

مونده بودم چی بگم! داشتم فکر می کردم که شاید بتونم اشکالی به حرفاش بگیرم......
ولی نتونستم....

نخود هر آش


نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 18:59 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


گفتم: شنيدي آقاي موسوي در آخرين مصاحبه با روزنامه ها چي گفته؟

گفت: نه!

گفتم: گفته كه به دنبال شعاري هستم تا مردم رو بيشتر به يكديگر نزديك كنه.

دنبال شعار!

گفت: عجب! واقعاً خسته نباشن! به قول شاعر: آمدي جانم به قربانت! ولي حالا چرا؟
مرد حسابي اولاً كه شعار رو بايد قبل از انتخابات پيدا مي كردي. دوماً به دنبال يه چيزي! باش كه خودت رو به مردم نزديك كنه. فقط كافيه براي مردم توضيح بدي برادر خانومت چطور در حال تخريب اموال عمومي دستگير شد؟ يا خونه چندصد متري كه دولت هاشمي در حد مفت بهت داده بابت چي بوده؟ يا داستان مدارك خانومت چي بوده؟ يا چرا قبل از شروع انتخابات خودت رو پيروز انتخابات اعلام كردي؟ يا اگه اعتراضي به نتيجه انتخابات داشتي چرا در جلسات شوراي نگهبان حاضر نشدي؟ يا هزار چراي ديگه...... حالا بعد از اينكه دهها نفر مردم عادي و پليس رو بكشتن دادي، صدها نفر رو مجروح كردي و ميلياردها تومان به بيت المال خسارت زدي تازه دنبال شعار مي گردي؟!‌واقعا كه خجالت داره!


نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 8:46 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


رحيم مشايي

راديو پيام تازه افتتاح شده بود كه ناگهان پای موسیقی پاپ به این رادیو باز شد و تعجب همگان را برانگیخت به طوری كه گاه فراموش می‌شد كه آهنگ در حال پخش از رادیو پخش می‌شود یا از ضبط صوت. كم‌كم مشخص شد كه مدیریت این رادیو تغییر كرده است و اسفندیار رحیم مشایی از ساختمان وزارت كشور به ساختمان جام‌جم رفته است و مدیریت رادیو پیام را كه بسیاری «رادیو موسیقی» می‌نامیدند، بر عهده گرفته است!

ادامه مطلب

نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 21:14 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


بسیاری از مردم تمام عمر خود را در جزیره ای خیالی به نام {یک روز دست به کار خواهم شد} می گذرانند. دنیس ویتلی                     

جملات بزرگاناز ديگران تقليد نکن خود را بشناس و آنچه هستي باش بدان در دنيا کسي مثل تو نيست. ديل گارنگي

براي ايمان داشتن بايد حصار پيش داوري ها را برچيد. پائلو کوئيلو

براي آن کس که ايمان دارد نا ممکن وجود ندارد. آنتوني رابينز

به توانايي خويش ايمان داشتن نيمي از کاميابي است. روسو

به خويشتن اعتماد کن آنگاه راه زندگي را خو اهي يافت. گوته

پرسش هاي ما افکاار ما را مي سازند . رابينز

ذهن خودرا از نتوانستن ها خالي کنيد. ساموئل جانسون

شکست بايد انرژي خفته ما را بيدار کند. رومن رولان

در دنیا هیچ چیز کاملا خطایی وجود ندارد، حتی یک ساعت از کار افتاده هم می تواند  دو بار در روز وقت را دقیق نشان بدهد. پائولو کوئیلو                

نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 11:47 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


چند روزیه که از ماه رمضان میگذره. ولی اگه این مطلب رو ننویسم می ترکم!

آخه بدجوری توی گلوم گیر کرده. باید بگم:

سریال ماه رمضان - وبلاگ محمدبیگیبرنامه های تلویزیون رو می گم که یه مشت فیلم و سریال مزخرف و حتی ضد اسلامی رو به اسم سریالای مناسبتی! به خورد مردم می داد:

باز دم شبکه 1 و سیروس مقدم گرم. فیلم روز حسرت یه خورده آبرومندونه تر از بقیه بود.

در ماه رمضان در تلویزیون شاهد چه بودیم؟ 28 روز کثافتکاری، اعتیاد، دروغ، روزه خوری، هیزی، بدرفتاری با خانواده، بی احترامی به پدر و مادر و .... رو به خورد مردم می دن بعد روز بیست و نهم همه به شکل مسخره ای توبه می کنن.

صدا و سیما - وبلاگ محمدبیگیشبکه 3 با فیلم افتضاح بزنگاه بدترین شبکه ی ضد دینی بود. اگر یک بازیگر مورد علاقه ی مردم در توالت بشینه و بگه اینجا بوی بابام رو می ده، شاید خنده دار باشه، اما آیا تبلیغ بی احترامی به پدرو مادر در یک سریال مناسبتی در عزیزترین ماه خدا نیست!

یه روز اتفاقی برنامه قبل از افطار شبکه 3 رو می دیدم که چیز خیلی عجیبی شنیدم:

مجری چشم آبی اون برنامه رو به دوربین کرد و گفت: آی مسیحیا، یهودیا، ... ما توی دینمون منجی داریم، شما هم توی دینتون منجی دارین.... من نمی خوام بگم حتما منجی ما درسته ها... نه! ....

عملکرد ضعیف صدا و سیما - وبلاگ محمدبیگیواقعا هیچ کانال ماهواره ای نمی تونه به این قشنگی به امام زمون ما و به اعتقادات ما بی احترامی کنه.

شبکه 5 هم سریالی می گذاشت که نقش مثبتاش یا معتاد بودن یا دزد یا دیونه یا ساده یا بی خیال .... چقدر وحشتناکه که یک ماه تموم مردم از بازیگرای محبوبشون کارهای ضد اخلاقی ببینن. آیا مصداق اون حدیث نیست که بازگو کردن و اشاعه ی یک گناه از انجامش بدتره؟

داداشی - وبلاگ محمدبیگیهر چند فیلم شبکه دو کمی اخلاقیات رعایت شده بود ولی سوژه ی اون یه سوژه ی خیلی تکراری بود که اصلا آدم رغبت نگاه کردن بهش رو نمی کرد. (چند تا برادر با هم خوبن بعد سر مال دنیا با هم بد می شن و باز دوباره متحول میشن و با هم خوب می شن!)

اما فیلم روز حسرت هم بی عیب نبود. در یکی از قسمتها، جناب حاج آقا رضا می گه: (کار پسرمون ضد اخلاقی بود ولی ضد دینی نبود.) این جمله بسیار اشتباه است. دین و اخلاق دو مقوله جدا از هم نیستند. هر چیز ضد اخلاقی، ضد دینی هم هست.

شاید این دیالوگ بهتر بود اینگونه بیان شود: (کار پسرمون ضد عرف بوده ولی ضد دینی نبوده)

هرچند از اون دسته آدمایی نیستم که فقط دنبال انتقاد و عیب یابی باشم، ولی تاثیری که صدا و سیما روی مردم و رفتار و گفتار اونها داره اونقدر زیاده که انحرافات و عیبهای خیلی کوچک در مقابل کارهای مثبت خیلی بزرگ، باز هم بیشتر دیده می شن. برای همین هرچند برای سریالی مثل بزنگاه زحمات زیادی کشیده شده ولی اثری نیست که از آن تقدیر بعمل بیاد. چون آثار تخریبی آن به مراتب بیشتر از نکات مثبت آن است.


نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 18:31 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


نخبگان و نفت و وبلاگ محمدبیگیکسب مدالهای طلا و نقره، و کسب عناوین برتر المپیادهای بین المللی را خدمت جامعه علمی کشور تسلیت عرض می کنم.

 

 

 

بله اشتباه نشده؛ تسلیت عرض می کنم!

دلیل آن هم این است که کشور عزیزمان بزودی چند تن دیگر از نخبگان خود را از دست خواهد داد. هر سال به مردم این خبر به ظاهر «خوش» را می دهند که جوانان جمهوری اسلامی ایران با کسب چند مدال طلا و نقره، عناوین برتر المپیادهای فیزیک، شیمی، رایانه و ... را به دست آوردند. و البته هر ایرانی وطن پرستی باید از شنیدن این خبر خوشحال شود....

 اما آخر ماجرا به کجا ختم می شود؟

آیا می دانید از صدها جوان ایرانی که موفق به کسب عناوین علمی بین المللی شده اند، در حال حاضر تنها چند نفر که به تعداد انگشتان دست هم نمی رسند در ایران زندگی می کنند؟

دیدگاه بسیار بدبینانه ای مدعی است برگزاری المپیادهای علمی جهانی یک نقشه آمریکایی صهیونیستی است که توسط این آزمونها، نخبگان سراسر جهان شناسایی شده تا آنها را جذب آمریکا و اسرائیل کنند! من نمی توانم این ادعا را باور کنم؛ اما در مورد کم کاری خودمان مطمئن هستم.

نخبگان ایرانی در ایران چه چیزی کم دارند که جذب کشورهای غربی می شوند؟ کدام نهاد و ارگان حکومتی مسئول رفع این کم بودها و جلوگیری از فرار مغزهاست؟ آیا مردم نباید آمار روشنی از نخبگانی که 30 سال است در المپیادهای جهانی مدال کسب می کنند داشته باشند؟ آنها الآن کجا و مشغول چه کاری هستند؟

 

ای بشکه های نفت، ای نفت ملی!

روز به روز گران تر می شوی، روز به روز بیشتر استخراج می شوی...

اما بیماران کشورم را درمان نمی کنی، فقیران کشورم را بی نیاز نمی گردانی، سفره ی پدران کشورم را پر نمی کنی، نخبگان کشورم را تأمین نمی کنی، علم و فرهنگ کشورم را توسعه نمی دهی، ....

پس تو چه غلطی می کنی؟


نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 22:20 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


مجلس تعصب زبان رسمی کشور

مجلس شورای اسلامی به دو فوریت طرحی رای مثبت داد که در صورت تصویب نهایی آن زبان و نوشتار رسمی مردم ایران از فارسی به انگلیسی تغییر می یابد.

با تصویب این طرح از این پس، زبان انگلیسی بعنوان زبان اول مردم ایران، از دوران ابتدایی در مدارس کشور تدریس می شود و زبان فارسی بعنوان زبان دوم به کودکان آموزش داده خواهد شد. در صورتی که این طرح به تصویب نهایی برسد از این پس همه مردم ایران قادر خواهند بود ضمن ارتباط آسانتر و بدون مشکل با جهان اطراف خود، با سرعتی مضاعف در راه پیشرفت و فنآوری قدم بردارند.

 

***********

تعجب نکنید! این خبر کاملا ساختگی است.

این یک آزمایش است. تست تعصب!

با خواندن این خبر چه حسی به شما دست داد؟ آیا با آن موافقید یا مخالف؟ جوابهای شما می تواند منطقی، علمی، بدون تدبر، روشنفکرانه، متعصبانه، با درایت و تحقیق و ... باشد. از شما خواننده عزیز خواهش می کنم ابتدا خوب به عواقب این طرح فکر کنید و سپس نظر خود را در زیر وارد کنید.


نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 21:52 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


آیا می دانید این سوال توسط "رات وین هوفن"  از مردم 95 کشور جهان طی یک نظر سنجی پرسیده شده است. خوشبخت ترین مردم جهان، مردم دانمارک هستند که میانگین خوشبختی شان معادل ۸/۲ از ۱۰ است . مردم سوییس با ۸/۱ دومین ملت خوشبخت جهان و پس از آنها مردم ایسلند (۷/۸)، فنلاند(۷/۷)، استرالیا(۷/۷) و سوئد (۷/۷) قرار دارند. مردم مولداوی با میانگین ۳/۵ پایین ترین جایگاه را در جدول دارد.

خوشبختی

اما در مورد مطلب قبلی من که این سوال را از خوانندگان خود پرسیدم؛ هرکس به نحوی پاسخ داده. از نمره صفر داریم تا 10.

یکی بدلیل داشتن سلامتی و دیگری بدلیل داشتن یک موتور سیصد هزارتومانی خود را خوشبخت می داند؛ در طرف دیگر هم یکی بخاطر اینکه مردم کشورش در فقر به سر می برند خود را خوشبخت نمی داند.

خوشبخت - وبلاگ محمدبیگی

نکته جالب اینجاست که جواب به این سوال به این بستگی دارد که شخص در لحظه پاسخ دادن، دقیقا به چه چیزی فکر می کند. ممکن است شخص مشکلات زیادی در زندگی داشته باشد؛ ولی در لحظه پاسخ دادن، برای لحظه ای به یاد سلامتی خود بیفتد: او فکر می کند که "اگر من از یکی از نعمتهای چشم، گوش، دست، پا و ... محروم بودم چقدر بر مشکلاتم اضافه می شد" و چون این نعمتها را دارد، خود را خوشبخت می داند.

حال شخصی که مثلا یک دست ندارد، اگر به این فکر کند که اگر دو پا هم نداشت چه مشکلاتی گریبانگیرش می شد و بنابراین او هم خود را خوشبخت می داند و به همین ترتیب اگر شخص در لحظه پاسخ دادن، به «داشته های خود» فکر کنند معمولا نمره خوبی از خوشبختی به خود می دهند. اما اگر در لحظه پاسخ، به قول معروف نیمه خالی لیوان را ببیند و به «آنچه ندارد» فکر کند، خود را از خوشبختی دور می بیند:

چرا من چند میلیون پول ندارم ...

چرا من مستاجرم ...

چرا من فلان بیماری را دارم ...

چرا من زیبا نیستم ...

و ...

مسلما چنین شخصی هرگز احساس خوشبختی نمی کند.

پس این چیزهایی که داریم یا نداریم نیست که ما را خوشبخت یا بدبخت می کند،

بلکه این طرز نگاه ما به داشته ها و نداشته هایمان است.

خوشبختی - www.beigi57.blogfa.com

آیا کسی که به دلیل بیماری خاصی مثل نابینایی خود را بدبخت می داند، با برگشت بینایی اش، احساس خوشبختی می کند؟ به نظر من پاسخ به این سوال نمی تواند به طور حتم مثبت باشد! بلکه بستگی دارد که او بعد از بینا شدن به چه می اندیشد. او می تواند بدلیل اینکه خانه ای برای خود، یا زیبایی و یا شغلی ندارد باز احساس خوشبختی نکند. در صورتی که او حتی قبل از اینکه بینایی اش را به دست بیاورد می توانست خوشبخت باشد.

پس همه باید بدانیم که خوشبختی همان «احساس رضایت» است. و احساس رضایت فقط با قانع بودن به داشته هایمان بدست می آید و با تمرکز بر آنچه نداریم نابود خواهد شد.

خوشبخت - وبلاگ محمدبیگی

اما شاید این مطلب در ذهن شما نقش ببندد که اگر انسان به آنچه ندارد، نیندیشد، پس چگونه می تواند پیشرفت کند؛ چرا که همواره جدال با محدودیتها و نقصها بوده که باعث پیشرفت بشر شده است.

و پاسخ من هم این است که نوع نگاه به نداشته هایمان باید عوض شود. اگر صرفا نگاه انتقادی به آنها داشته باشیم، هرگز طعم خوشبختی را نخواهیم چشید ولی اگر با کوشش و تلاش خود تصمیم بگیریم که آن محدودیتها را جبران کنیم آنوقت است که با هر پیروزی یک گام به سوی خوشبختی برمی داریم. همیشه یادمان باشد:

«انسانهای موفق و خوشبخت بر چیزی تمرکز می کنند که

خواستار آن هستند نه آن چیزی را که ندارند!»

 


نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 23:0 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


لطفا سوال زیر را بخوانید و اولین پاسخی که به نظرتان می رسد را در قسمت نظرات وارد نمایید. پاسخهای شما جمعبندی شده و در پست بعدی با یک نتیجه گیری جالب برای استفاده ی خوانندگان قرار خواهد گرفت. لطفا حتما پاسخ دهید.

خوشبختی - وبلاگ محمدبیگی

شما چقدر خوشبخت هستید؟

اگر بتوانید به میزان خوشبختی خود از یک تا ۱۰،

نمره بدهید، چه نمره ای به خود می دهید؟

در صورت امکان دلیل خود را نیز بیان کنید.


نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 20:9 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


ای بشر بی شعوری که نمیتوانی کرمی را بیافرینی ....

با این وجود یک دو جین خدا میسازی!

منظره - وبلاگ محمدبیگی

در جواني آنگاه که رؤياهايمان با تمام قدرت درما شعله ورند خيلي شجاعيم ولي هنوز راه مبارزه را نمي دانيم، وقتي پس از زحمات فراوان مبارزه را مي آموزيم ديگر شجاعت آن را نداريم.

هرکسي که بداند که نداند از همه داناتر است

يک چيز را خوب مي دانم و آن اين است که هيچ نمي دانم

هر که بداند درست چيست، دست به نادرست نمي زند

ما در رويدادهاي زندگي خود نقشي نداريم، اما در اينکه چگونه آنها را تعبير کنيم، مؤثر هستيم.

هرکس همان گونه است که فکر مي کند پس مراقب افکار خود باشيد .

ذهن همچون ساعتي پيوسته درحال کار کردن است و بايد هر روز با انديشه هاي خوب آن را کوک کرد 

هيچ کس نمي تواند ما را بهتر از خودمان فريب دهد .

درختان بارور خم مي شوند و مردان بزرگ متواضع ميگردند، اما شاخه هاي خشک و مردم نادان مي شکنند وخم نمي شوند.

موفقيت روي ستون هاي شکست شکل مي گيرد

هميشه به قلبت بگو: «که ترس از رنج، از خود رنج بدتر است»

تاريکترين لحظه شب لحظه قبل از طلوع آفتاب است

اگر مي خواهيد حقيقتاً زندگي کنيد، ابتدا مردن را بياموزيد! 

عجيب است که ما انسان ها از هر جهت تا به اين حد هوشمند هستيم. فضا و ساختمان اتم را کشف مي کنيم اما از ماهيت خودمان اطلاعي نداريم يا درک درستي نداريم

مهم نيست که چقدر منزوي هستيد و چه مايه احساس تنهايي مي کنيد، اگر کار خود را حقيقتاً و خودآگاهانه انجام دهيد، ياران ناشناخته مي آيند و شما را طلب مي کنند.

لازم نيست گوش كنيد، فقط منتظر شويد. حتي لازم نيست منتظر شويد، فقط بياموزيد آرام و ساكن و تنها باشيد. جهان آزادانه خود را به شما پيشكش خواهد كرد تا نقاب از چهره‌اش برداريد انتخاب ديگري ندارد؛ مسرور به پاي شما در خواهد غلطيد

«كار ما» گواه جاودان آزادي انسان است انديشه‌‌ها و گفتار و كردارمان تارهاي پيله‌اي است كه پيرامون خود مي‌‌تنيم

داناي فرزانه بي‌آنكه گام سپارد، مي‌داند بي‌آنكه بنگرد، مي‌بيند بي‌عمل، سامان مي‌دهد

دو اشتباه بسيار بزرگ يکي اين است که قبل از موعد اقدام به عمل کنيم و ديگري اين است که فرصت مناسب را از دست بدهيم.

اگر غذايي نامطبوع بخوري، آبي ناگوار بنوشي و بر خم بازوانت بالين بسازي، هنوز مي تواني سرور و شادماني را بيابي

غفلت بورزيد تا سرگشته بمانيد. بجوييد تا بيابيد!

سکوت دردناک است. اما در سکوت است که همه چيز شکل مي گيرد و در زندگي ما لحظه هايي هست که تنها کار ما بايد انتظار کشيدن باشد. درون هر چيز در اعمال هستي، نيرويي هست که چيزي را مي بيند و مي شنود که هنوز قادر به درکش نيستيم، هر آنچه امروز هستيم، از سکوت ديروز زاده شده است.

به راستي که شماري بسيار از مردم با ياوه گويي هاي خود نشان مي دهند که ميان تهي هستند اما اندکي از آنان نيز با سکوت خود نشان مي دهند که الهي هستند.


نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 22:0 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


محبوب شدن - وبلاگ محمدبیگی

۱- شنونده خوبی باشید . شاید بگویید گوش کردن که کاری ندارد, بله گوش کردن ساده است اما اگر شنونده فن گوش کردن را نتواند به درستی به کار ببندد , رابطه سالم و موثری پدید نمی آید. برای آنکه محبوب دیگران شوید باید حس گوش کردن را یاد بگیرید, تمرین کنید و بسیار به کار ببندید. هماهنگی لازم بین اینکه شما ژست بگیرید, توی چشم طرف مقابلتان زل بزنید و مرتبا سرتان را تکان بدهید اما حواستان پیش معامله خانه تان یا هر چیز دیگری باشد, هر کسی را متوجه این موضوع که شما فن گوش کردن را بلد نیستید می کند فن گوش کردن مغایر با خمیازه کشیدن , به ساعت مگاه کردن وتند تند آدامس جویدن است.

۲- صادق باشید, بدون ابهام و با صراحت و صداقت صحبت کنید. روابطی که این اصل راندارند بی شک قطع خواهند شد.

۳- همدلی کنید نه همدردی! هیچ کس درد هیچ کسی را به طور واقعی نمی فهمد, پس ما همدردی نمی توانیم کنیم اما همدلی فرایندی است که در طی ان خودمان را جای طرف مقابل می گذاریم و دنیا را از دریچه چشم او می نگریم. در همدلی قضاوت ممنوع است و ما حق نداریم درباره دیگران قضاوت کنیم مگر اینکه قاضی یا حقوقدان باشیم؟!

۴- حرف خود را مزه مزه کنید خودتان را جای طرف مقابل بگذارید و اگر گفته هایتان تلخ نبود به زبان بیاورید.

۵- نصیحت نکنید هیچ یک از ما از نصیحت خوشمان نمی اید بیهوده خود را خسته نکنید و به جای نصیحت پیشنهاد بدهید.

۶- سرزنش نکنید هیچ کس بی عیب نیست و هیچ گلی بی خار نمی باشد. پس دیگر جایی برای سرزنش باقی نمی ماند.سرزنش کردن بهداشت روانی دیگران را به خطر می اندازد.

۷- افراد را همان گونه که هستند بپذیرید اگر قصد محبوبیت دارید بهتر است افراد را با تمام بدی ها و خوبی هایشان بپذیرید. پذیرش بی قید و شرط را فراموش نکنید.

۸- احترام دیگران را نگه دارید تا وقتی به دیگران احترام نگذارید به شما احترام نمی گذارند و اصولا مردم جواب هدیه را با هدیه و جواب کتک را با لگد!!

۹- به شیوه مناسب مخالفت کنید به جای بلند کردن صدا, بحث و جدل مخرب و …… ازروش خلع سلاح استفاده کنید. در این روش سعی می کنیم در حرفهای طرف مقابل حقیقتی را بیابیم. حتی اگر با کل سخن مخالف هستیم. این روش تسکین دهنده و آرام بخش اعصاب است.


نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 22:16 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


کار و کسب

اهداف خود را کاملاً ‌مشخص کنید.

میزان هزینه مورد نظرتان را برای پیشرفت شغلی، مشخص کنید.

همواره زمانی را به بازبینی کارهای انجام داده، اختصاص دهید.

مسیر پیشرفتتان را مانند یک کار برنامه ریزی شده ببینید.

نقاط ضعف و قوت خود را بشناسید.

همواره به فراگیری علوم بپردازید.


نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 17:22 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


سالها پیش آنقدر از فشارهای پروژه و دشوار بودن تولید نرم افزار در ایران خسته شده بودم که با یکی از دوستان همدانشگاهی تصمیم گرفتیم یک شغل شرافتمندانه انتخاب کنیم! این بود که مشاغل مختلف را علمی، بررسی کردیم و آخر از همه تصمیم گرفتیم یک میوه فروشی باز کنیم! چرا؟ به هزار و پانزده دلیل! ۱۵ دلیلش را می نویسم، هزارتای بقیه اش را خودتان خواهید دانست:

ادامه مطلب

نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 22:30 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


                                               

1-  راننده مینی بوس با سرعت زیاد پشت چراغ قرمز ترمز می کند بیچاره موتور سوار که از جلو و چراغ خبر ندارد محکم به پشت مینی بوس برخورد می کند و به بخت بد خود فحش می دهد در همین حین راننده مینی بوس پیاده می شود و می گه : " کدوم فلان فلان شده ای فلان فحش رو داد. " همه ی مردم آن اطراف انگار نه انگار ( خدا نکرده نکند کر شدن ) هیچ کسی نیست توی دهان این فرد بزند.

مقصر کیست؟! مردم و یا شاید ماموران انتظامی که همه جا نیستند!

                                 

2-  در پیاده رو راه می روید پشت سرتان یا از روبرو بوق بوق کنان موتور داره می آید به خاطر اینکه دست و پایتان نشکند می روید کنار. حالا اگر نرفتید کنار ، دهان مبارک باز می شود و ...

اگر جواب بدهید دو حالت دارد :

1) مردم می گویند : " عجب آدم بد دهنی است ."

2) موتور سوار هیکلی است و یک کتک در ست و حسابی می خورید. بقیه مردم همه تماشاگران و منتقدان خوبی هستند. مردم هم می گویند : " عجب آدم بی دست و پایی. " اگر جواب ندهید ، اصلا فرق پیاده رو با خیابان چیست؟ ( مگه آن موتور سوار جزیی از مردم نیست و یا افراد در پیاده رو از مردم نیستند؟ (

مقصر کیست؟! مردم و یا ماموران راهنمایی و رانندگی که از این به بعد باید در پیاده رو هم مامور بگذارند ! ( یا چراغ ! ) و یا شاید در پیاده رو ها هم پل عابر پیاده !

 

3-  نانوایی محله می روید ، به شاطر می گوید چرا نان خمیر یا سوخته است می گه : همینه که هست ، یا نان نداریم!!

از این به بعد اگر منطقه ۱۰ زندگی می کنید برای تهیه نان به منطقه ۱۵ بروید . ( مگه آن شاطر جز مردم نیست!)

مقصر کیست؟! مردم و یا بازرسان که از این به بعد بخاطر کاهش بیکاری هم که شده در هر نانوایی یک بازرس می گذاریم!

 

4-  راننده شرکت واحد از ۱۰ متری چراغ قرمز را می بیند ( خدا را شکر با تمام مشکلات تایمر ها همه چراغ ها تایمر دارند.) اما پا را روی گاز می گذارد به یک متری چراغ که می رسد ترمز می کند مردم به یاد تیم ملی یک موج مکزیکی راه می اندازند! ( مگه آن راننده اتوبوس جزیی از این مردم نیست؟(

مقصر کیست؟! مردم و یا شرکت واحد که از این به بعد همانند اتوبوس های بین شهری کارت سرعت ( کیلو متر) را روی اتوبوس ها نصب می کنیم!

 

5-  اول خط سوار اتوبوس شده اید ۴۵ دقیقه هست که نشسته یا ایستاده اید . هیچ کس صدایش در نمی آید و یا تا زمانی که راننده نیامده همه اعتراض می کنند. با دیدن راننده همه ساکت می شوند.

مقصر کیست؟! مردم و یا شرکت واحد که از این به بعد ساعت های کارت زنی ورود و خروج ( اول و پایان خط) نصب می کنیم!

......

                                

واقعا مقصر کیست ؟ مردم و یا دولت ؟

کشور در حال توسعه کشوری است که مردم آن هم در حال توسعه باشند و کشور عقب مانده کشوریست که مردم عقب مانده ای دارد.


نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 23:38 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش



نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 20:46 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


خوشبختی به سراغ کسی می رود که فرصت فکر کردن در مورد بدبختی را ندارد. 

هيچ وقت به خودت مغرور نشو. برگ‌ها هميشه وقتي مي‌ريزند كه فكر مي‌كنند طلا شده اند!

جسارت آغاز . مادر تمام افتخارات بشر است.

هلن كلر مي گويد: هنگامي كه دري از خوشبختي به روي ما بسته مي شود ، دري ديگر باز مي شود ولي ما اغلب چنان به دربسته چشم مي دوزيم كه درهاي باز را نمي بينيم.

آنقدر به تاریکی لعنت نفرست یک شمع روشن کن...

حقیقت انسان ها آن نیست که بر شما آشکار می شود، بلکه آن است که از آشکار کردنش بر شما می ترسند!

شايد زندگي آن جشني نباشد كه ما آرزويش را داشتيم، اما حالا كه به آن دعوت شده ايم بگذار تا مي توانيم زيبا برقصيم!

زندگی آنچه زیسته ایم نیست بلکه آن چیزی است که به یاد می آوریم تا روایتش کنیم

فقط کسي معني دل تنگي را درک مي کند که طعم وابستگي را چشيده باشد پس هيچوقت به کسي وابسته نشو که سر انجام وابستگي دلتنگيست.

فرشتگان روزي از خدا پرسيدند : بار خدايا تو كه بشر را اينقدر دوست داري غم را ديگر چرا آفريدي؟ خداوند گفت : غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من كه خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد

آدمی اگر پيامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نيست، زيرا
اگر بسيار كار كند، می‌گويند احمق است !
اگر كم كار كند، می‌گويند تنبل است!
اگر بخشش كند، مي‌گويند افراط مي‌كند!
اگر جمعگرا باشد، می‌گويند بخيل است!
اگر ساكت و خاموش باشد می‌گويند لال است!!!
اگر زبان‌آوری كند، می‌گويند ورّاج و پرگوست ...!
اگر روزه برآرد و شب‌ها نماز بخواند می‌گويند رياكاراست!!!
و اگر نكند میگويند كافراست و بی‌دين .........!!!
لذا نبايد بر حمد و ثنای مردم اعتنا كرد و جز ازخداوند نبايد ازكسی ترسيد

گذشته کتابي است که بايد بارها خواند واز آن تجربه آموخت آينده کتابي است که اکنون توسط تو نوشته مي شود بکوش تا آنچه را مي نگاري بعد ازخواندنش لذت ببري..

محبت از درخت آموز که سایه از هیزم شکن هم برنمیدارد !

                      

دل آدم ها به اندازه ي حرفاشون بزرگ نيست .... اما اگه حرفاشون از دل باشه مي تونه بزرگترين آدم ها رو بسازه

 سرمایه های هر دلی حرفهایی است که برای نگفتن دارد

 بچه ها به پنج دليل دوست داشتني اند _گريه مي كنند چون گريه كليد بهشته. _قهركه مي كنند زود آشتي مي كنند چون كينه ندارند. _چيزي كه مي سازند زود خراب مي كنند چون به دنيا دلبستگي ندارند. _با خاك بازي مي كنند چون تكبر ندارند. _خوراكي كه دارند زود مي خورند و براي فردا نگه نمي دارند چون آرزوهاي دراز ندارند

به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است

 هميشه آدمها ضعف خودشونو پشت تخريب ديگران پنهان ميكنند

 گوته مي گويد «اگر ثروتمند نيستي مهم نيست، بسياري از مردم ثروتمند نيستند»، «اگر سالم نيستي، هستند افرادي که با معلوليت و بيماري زندگي مي کنند»، «اگر زيبا نيستي برخورد درست با زشتي هم وجود دارد»، «اگر جوان نيستي، همه با چهره پيري مواجه مي شوند»، «اگر تحصيلات عالي نداري با کمي سواد هم مي توان زندگي کرد»، «اگر قدرت سياسي و مقام نداري، مشاغل مهم متعلق به معدودي انسان هاست»، «اما، اگر «عزت نفس نداري»، برو بمير که هيچ نداري»!

 
ديشب تو فكرت بودم كه يه قطره اشك از چشمام جاري شد........ از اشك پرسيدم چرا اومدي؟؟ گفت آخه تو چشمات كسي هست كه ديگه اونجا جاي من نيست

اگر اولش به فکر آخرش نباشي آخرش به فکر اولش مي افتي.

شنيدم که شمشير يکي را دوتا مي کند بنازم به شمشيرعشق که دوتا را يکي مي کند

وقتي از كسي كينه‌اي به دل مي‌گيري در واقع دشمن را به قلب خود راه داده و براي او جايي تعيين كرده‌اي. سعي كن خانه دلت را تنها از دوستان پركني و هرگز گوشه‌اي از آن را در اختيار دشمنان نگذاري

  چهار چيز است که نمي‌توان آن‌ها را بازگرداند... سنگ ... پس از رها کردن! حرف ... پس از گفتن! موقعيت... پس از پايان يافتن! و زمان ... پس از گذشتن

 افسوس که جوان نمی داند و پیر نمی تواند.

به بهشت نمي‌روم، اگر مادرم آنجا نباشد ...  شادروان حسين پناهي


نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 14:58 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


                               انتقال

هيات‌وزيران در جلسه بيست و نهم مردادماه 86 بنا به پيشنهاد مشترك وزارت مسكن و شهرسازي و معاونت برنامه‌ريزي و نظارت راهبردي رييس‌جمهوري و به استناد اصل يكصد و سي و هشتم قانون اساسي و براي تشويق و كمك به كاركنان رسمي و پيماني و قراردادي كه علاقه‌مند به انتقال محل اشتغال خود از شهر تهران و بقيه كلانشهر‌ها به ساير نقاط كشور باشند، آيين‌نامه ايجاد تسهيلات جهت شاغلين دولتي متقاضي انتقال از تهران و كلانشهرها به ساير شهر‌هاي كشور را به شرح زير تصويب كرد:  

ادامه مطلب

نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 22:29 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


یک مرد اماراتی یک‌پا که صاحب ۷۸ فرزند است، آماده ازدواج‌های بعدی‌‌ می‌شود تا به هدف ۱۰۰ فرزند تا سال ۲۰۱۵ دست یابد!
داد محمد مراد عبدالرحمان ۶۰ ساله تا به حال ۱۶ همسر داشته است، گرچه مجبور بوده است در طول عمرش برای حفظ حد قانونی چهار همسر در یک زمان، آنها را طلاق دهد.
عبدالرحمان در مصاحبه‌ای با روزنامه "امارات تودی" گفت:‌ "در سال ۲۰۱۵ من ۶۸ ساله خواهم بود، و ۱۰۰ فرزند خواهم داشت. پس از آن ازدواج کردن را کنار خواهم گذاشت. اما برای رسیدن به عدد ۱۰۰ فرزند مجبورم دست کم سه زن دیگر بگیرم."
بزرگترین فرزند عبدالرحمان ۳۶ سال و کوچکترین آنها ۲۰ روزه است. از سه همسر فعلی او هم دوتای‌شان حامله هستند. به گفته عبدالرحمان خانواده او در ۱۵ خانه زندگی می‌کنند. او این خانواده پرجمعیت را با مستمری بازنستگی شغل نظامی‌اش و کمک دولت عجمان، یکی از هفت امیرنشین امارات متحده عربی اداره می‌کند.

نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 21:35 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


علمای مسلمان مالزی از پذیرفتن درخواستهایی که به منظور کم شدن ساعت کار در طول ماه مبارک رمضان مطرح شد امتناع کرده و آن را اشاعه دهنده فرهنگ سستی در کار توصیف کردند.
به نقل از روزنامه استار چاپ مالزی، محدعصر زین العبادین، مفتی پرلیس ایالت شمالی مالزی گفت: در اسلام هیچ آموزه و دستوری درباره تفاوت ساعت کاری در ماه رمضان وجود ندارد.
عبدالرحمان عثمان، معاون مفتی منطقه پاهنگ در شرق مالزی سومین ایالت برزگ این کشور نیز با این امر موافقت کرد. وی گفت: اسلام دستور خاصی درباره ساعت کار ویژه در طول ماه رمضان ارائه نکرده است.


این دو عالم مسلمان اظهار داشتند که کم کردن ساعت کار در ماه مبارک رمضان می تواند فرهنگ سستی در کار را اشاعه دهد.

نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 22:41 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


روز پدر


نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 23:24 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


ده درصد نبوغ را الهام تشكيل مي‌دهد و نود درصد آن سخت‌كوشي و عرق‌ريختن است


نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 22:22 | لینک  |