کسب مدالهای طلا و نقره، و کسب عناوین برتر المپیادهای بین المللی را خدمت جامعه علمی کشور تسلیت عرض می کنم.
بله اشتباه نشده؛ تسلیت عرض می کنم!
دلیل آن هم این است که کشور عزیزمان بزودی چند تن دیگر از نخبگان خود را از دست خواهد داد. هر سال به مردم این خبر به ظاهر «خوش» را می دهند که جوانان جمهوری اسلامی ایران با کسب چند مدال طلا و نقره، عناوین برتر المپیادهای فیزیک، شیمی، رایانه و ... را به دست آوردند. و البته هر ایرانی وطن پرستی باید از شنیدن این خبر خوشحال شود....
آیا می دانید از صدها جوان ایرانی که موفق به کسب عناوین علمی بین المللی شده اند، در حال حاضر تنها چند نفر که به تعداد انگشتان دست هم نمی رسند در ایران زندگی می کنند؟
دیدگاه بسیار بدبینانه ای مدعی است برگزاری المپیادهای علمی جهانی یک نقشه آمریکایی صهیونیستی است که توسط این آزمونها، نخبگان سراسر جهان شناسایی شده تا آنها را جذب آمریکا و اسرائیل کنند! من نمی توانم این ادعا را باور کنم؛ اما در مورد کم کاری خودمان مطمئن هستم.
نخبگان ایرانی در ایران چه چیزی کم دارند که جذب کشورهای غربی می شوند؟ کدام نهاد و ارگان حکومتی مسئول رفع این کم بودها و جلوگیری از فرار مغزهاست؟ آیا مردم نباید آمار روشنی از نخبگانی که 30 سال است در المپیادهای جهانی مدال کسب می کنند داشته باشند؟ آنها الآن کجا و مشغول چه کاری هستند؟
ای بشکه های نفت، ای نفت ملی!
روز به روز گران تر می شوی، روز به روز بیشتر استخراج می شوی...
اما بیماران کشورم را درمان نمی کنی، فقیران کشورم را بی نیاز نمی گردانی، سفره ی پدران کشورم را پر نمی کنی، نخبگان کشورم را تأمین نمی کنی، علم و فرهنگ کشورم را توسعه نمی دهی، ....
پس تو چه غلطی می کنی؟

مجلس شورای اسلامی به دو فوریت طرحی رای مثبت داد که در صورت تصویب نهایی آن زبان و نوشتار رسمی مردم ایران از فارسی به انگلیسی تغییر می یابد.
با تصویب این طرح از این پس، زبان انگلیسی بعنوان زبان اول مردم ایران، از دوران ابتدایی در مدارس کشور تدریس می شود و زبان فارسی بعنوان زبان دوم به کودکان آموزش داده خواهد شد. در صورتی که این طرح به تصویب نهایی برسد از این پس همه مردم ایران قادر خواهند بود ضمن ارتباط آسانتر و بدون مشکل با جهان اطراف خود، با سرعتی مضاعف در راه پیشرفت و فنآوری قدم بردارند.
***********
تعجب نکنید! این خبر کاملا ساختگی است.
این یک آزمایش است. تست تعصب!
آیا می دانید این سوال توسط "رات وین هوفن" از مردم 95 کشور جهان طی یک نظر سنجی پرسیده شده است. خوشبخت ترین مردم جهان، مردم دانمارک هستند که میانگین خوشبختی شان معادل ۸/۲ از ۱۰ است . مردم سوییس با ۸/۱ دومین ملت خوشبخت جهان و پس از آنها مردم ایسلند (۷/۸)، فنلاند(۷/۷)، استرالیا(۷/۷) و سوئد (۷/۷) قرار دارند. مردم مولداوی با میانگین ۳/۵ پایین ترین جایگاه را در جدول دارد.

اما در مورد مطلب قبلی من که این سوال را از خوانندگان خود پرسیدم؛ هرکس به نحوی پاسخ داده. از نمره صفر داریم تا 10.
یکی بدلیل داشتن سلامتی و دیگری بدلیل داشتن یک موتور سیصد هزارتومانی خود را خوشبخت می داند؛ در طرف دیگر هم یکی بخاطر اینکه مردم کشورش در فقر به سر می برند خود را خوشبخت نمی داند.

نکته جالب اینجاست که جواب به این سوال به این بستگی دارد که شخص در لحظه پاسخ دادن، دقیقا به چه چیزی فکر می کند. ممکن است شخص مشکلات زیادی در زندگی داشته باشد؛ ولی در لحظه پاسخ دادن، برای لحظه ای به یاد سلامتی خود بیفتد: او فکر می کند که "اگر من از یکی از نعمتهای چشم، گوش، دست، پا و ... محروم بودم چقدر بر مشکلاتم اضافه می شد" و چون این نعمتها را دارد، خود را خوشبخت می داند.
حال شخصی که مثلا یک دست ندارد، اگر به این فکر کند که اگر دو پا هم نداشت چه مشکلاتی گریبانگیرش می شد و بنابراین او هم خود را خوشبخت می داند و به همین ترتیب اگر شخص در لحظه پاسخ دادن، به «داشته های خود» فکر کنند معمولا نمره خوبی از خوشبختی به خود می دهند. اما اگر در لحظه پاسخ، به قول معروف نیمه خالی لیوان را ببیند و به «آنچه ندارد» فکر کند، خود را از خوشبختی دور می بیند:
چرا من چند میلیون پول ندارم ...
چرا من مستاجرم ...
چرا من فلان بیماری را دارم ...
چرا من زیبا نیستم ...
و ...
مسلما چنین شخصی هرگز احساس خوشبختی نمی کند.
پس این چیزهایی که داریم یا نداریم نیست که ما را خوشبخت یا بدبخت می کند،
بلکه این طرز نگاه ما به داشته ها و نداشته هایمان است.

آیا کسی که به دلیل بیماری خاصی مثل نابینایی خود را بدبخت می داند، با برگشت بینایی اش، احساس خوشبختی می کند؟ به نظر من پاسخ به این سوال نمی تواند به طور حتم مثبت باشد! بلکه بستگی دارد که او بعد از بینا شدن به چه می اندیشد. او می تواند بدلیل اینکه خانه ای برای خود، یا زیبایی و یا شغلی ندارد باز احساس خوشبختی نکند. در صورتی که او حتی قبل از اینکه بینایی اش را به دست بیاورد می توانست خوشبخت باشد.
پس همه باید بدانیم که خوشبختی همان «احساس رضایت» است. و احساس رضایت فقط با قانع بودن به داشته هایمان بدست می آید و با تمرکز بر آنچه نداریم نابود خواهد شد.
اما شاید این مطلب در ذهن شما نقش ببندد که اگر انسان به آنچه ندارد، نیندیشد، پس چگونه می تواند پیشرفت کند؛ چرا که همواره جدال با محدودیتها و نقصها بوده که باعث پیشرفت بشر شده است.
و پاسخ من هم این است که نوع نگاه به نداشته هایمان باید عوض شود. اگر صرفا نگاه انتقادی به آنها داشته باشیم، هرگز طعم خوشبختی را نخواهیم چشید ولی اگر با کوشش و تلاش خود تصمیم بگیریم که آن محدودیتها را جبران کنیم آنوقت است که با هر پیروزی یک گام به سوی خوشبختی برمی داریم. همیشه یادمان باشد:
«انسانهای موفق و خوشبخت بر چیزی تمرکز می کنند که
خواستار آن هستند نه آن چیزی را که ندارند!»

شما چقدر خوشبخت هستید؟
اگر بتوانید به میزان خوشبختی خود از یک تا ۱۰،
نمره بدهید، چه نمره ای به خود می دهید؟
در صورت امکان دلیل خود را نیز بیان کنید.

