تبليغاتX
نخود هر آش
از همه چیز و همه جا
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


دبیر آموزش و پرورش بود، گاهی درس دینی، گاهی زبان فارسی و نگارش. سر کلاسش از همه چیز می گفت: سیاست، اقتصاد، دین، ادبیات، .... . گاهی دانش آموزاش هم قاطی می کردن که سر چه کلاسی اومدن!

********

دیشب مهمون برادرم بود. من هم اونجا بودم. پرسید: کجا کار می کنی؟ گفتم: بانک تجارت. کمی فکر کرد و گفت: راستش ناراحت نشیدا، خیلی معذرت می خوام. ولی من در مورد حلال و حروم حقوق شما بانکیا شک دارم! گفتم چطور؟ منتظر همین سوال بود تا شروع کنه به صحبت کردن. مثل اینکه یک نوار ضبط شده رو بکار انداخته بودم. شروع کرد از شبهه ربوی فعالیت بانکها بگه. از اینکه فلان بانک، فلان کارخونه رو به دلیل نپرداختن اقساطش به تملک خودش درآورده. می گفت: بابا تو بانکی! برو کار بانکیتو بکن. چرا همه کار می کنی جز بانکداری؟

هر کلمه از حرفش مثل ضربه ی پتکی بود بر سرم. چطور ممکنه یک آموزگار این مملکت اینقدر سطحی فکر کنه؟! اونوقت چه انتظاری از دانش آموزا و آینده سازای این مملکت می شه داشت؟

گفتم:من معلمایی رو میشناسم که از ۲ ساعت کلاس، یکساعتش رو سر کلاس حاضر میشن.

من معلمایی رو میشناسم که سر کلاس بجای درسی که وظیفه ی تدریسش رو بر عهده دارن، یه مشت خاطره و حرف سیاسی و اقتصادی و ... تحویل این بچه ها می دن.

من معلمایی رو میشناسم که سر کلاس فقط بلدن جک بگن و مسخره بازی در بیارن. برگه های امتحانیشون رو هم سر کلاس صحیح می کنن تا وقتشون کمتر گرفته بشه!

بهش گفتم: به نظر شما حقوق کارمندای بانک که از صبح تاشب یه سره کار می کنن حرومه یا حقوق این معلمای سهل انگار؟! همه می دونن که حقوق معلما بابت تدریس ۲۴ ساعت تدریس در هفته است ولی یه کارمند بانک حداقل ۴۲ ساعت در هفته بدون وقفه مشغول جون کندنه. حالا بگذریم از اینکه بعضی از معلما از ۲۴ ساعت، ۱۰ ساعت مفید هم ندارن ولی همه می دونن که کارمندای بانک از زحمتکش ترین و پرکارترین کارمندان هستند. خصوصا کارمندای شعبه، اگه یه لحظه از پشت میزشون بلند بشن سر وصدای مردم در میاد. اونوقت به حقوق اینا ایراد میگری؟

با اینهمه، همه جا میگیم معلمی شغل انبیاست. بیشترین احترام رو به معلما میگذاریم. ماشاالله روزبه روز هم که حقوق بالاتر میخواین! اونوقت شما چطوری راجع به ما اینطوری قضاوت می کنین؟

ضمن اینکه اگه به ولایت فقیه عقیده داشته باشی، حضرت آیت الله خامنه ای یکی دو سال پیش گفتند کلیه عملیات بانکهای جمهوری اسلامی ایران مطابق با شرع مقدس می باشد و هیچ شبهه ربوی ندارند.

حالا اگه یه بانک حق بیت المال و مردم رو در اختیار یک کارخونه دار قرار می ده و اون کارخونه دار نمی تونه پول رو برگردونه، بانک نباید هیچ اقدامی در جهت برگردوندن حق مردم به بانک کنه! نباید وثایق طرف رو اجرا بگذاره. اگه بانک اینکار رو بکنه و خزانه مملکت رو در اختیار این و اون بگذاره و درمورد بازگردوندن اون اقدامی نکنه شما راضی میشین!؟

جناب استاد! چطور می خواهید به دانش آموزان خود درس احترام به قانون بدهید در حالی که قانون عملیات بانکداری بدون ربا را که مجلس محترم آن را تصویب کرده و از نظر شورای محترم نگهبان خلاف شرع تشخیص داده  نشده را زیر سوال می برید؟

البته اگه کارتو جدی نگیری، کار مردم رو راه نندازی، وقتتو به بیهودگی بگذرونی و درتولیدات و خدماتی که ارائه میدی وجدان کاری رو لحاظ نکنی و .... اونوقت باید به حلال بودن پولی که در میاری شک کنی! حالا چه کارمند بانک باشی، چه معلم و یا هر شغل دیگه ای که داری.

*******

از شما خواننده محترم نیز خواهشمندم اگر در مورد این مطلب نظری دارید، حتما در بخش نظرات وارد کنید.


نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 21:37 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


مدیر

- «اونا فقط باید کار خودشونو انجام بدن و به مسایل دیگه کاری نداشته باشن!».

- «در هر حال اونا به اندازه من اطلاعات ندارن».

- «بازم می خواد از کار زیاد و رفتار همکاراش گلایه کنه، یا در خواست تسهیلات و مزایای بیشتر داره!»

- «باشه برای یه فرصت دیگه، حالا باید به جلسه ... برم، اگه خیلی مهمه، مطالب مورد نظر را برام بنویسید»

..........

 

هفت مانع اساسی مدیران در مسیر گوش سپردن به سخنان کارکنان:

ادامه مطلب

نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 14:0 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


زائري باراني ام ، آقا به دادم مي رسي؟

بي پناهم خسته ام، تنها، به دادم مي رسي؟

گر چه آهو نيستم اما پر از دلتنگي ام

ضامن چشمان آهوها، به دادم مي رسي؟

از کبوترها که مي پرسم نشانم مي دهند

گنبد و گلدسته هايت را، به دادم مي رسي؟

ماهي افتاده بر خاکم لبالب تشنگي

پهنه آبي ترين دريا، به دادم مي رسي؟

ماه نوراني شب هاي سياه عمر من

ماه من ، اي ماه من، آيا به دادم مي رسي؟

من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام

هشتمين دردانه زهرا، به دادم مي رسي؟

باز هم مشهد ، مسافرها، هياهوي حرم

يک نفر فرياد زد: آقا به دادم مي رسي؟

از: وبلاگ طنزهای خفن سیاسی


نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 15:43 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


راه های بسیار زیادی برای مدیریت استرس بیماری زا در زندگی روزانه شما وجود دارد. هرچقدر که آشنایی شما با تاثیرات مخرب استرس و اضطراب افزایش یابد، خواهید توانست راه هایی ابتکاری و شخصی برای مبارزه با این دست تنش ها و ناملایمات بیابید. برخی از این روش ها کاملاً جدید و ابداعی هستند و برای عملی شدن نتایجش باید تلاش و تمرین فراوان به خرج داد. کاملاً همانند یادگیری دوچرخه سواری که شما پس از بارها زمین خوردن آن را آموختید:

ادامه مطلب

نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 22:3 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


beigi57

مدیرعامل سابق یکی از بانکهای خصوصی گفت: دخیل كردن نرخ تورم در پرداختهای بانكها به سپرده گذاران و تسهیلات گیرندگان باعث رونق سپرده گذاری خواهد شد.
رضا هدایتی اظهارداشت: تجربه نشان داده كه با آغاز تبلیغات بانكها برای سپرده گیری در بخش حسابهای قرض الحسنه، مشتریان تنها به جابجایی سپرده های خود بین بانكها اقدام می كنند در حالی بر حجم این سپرده ها در سطح كلان اضافه نمی شود.
وی افزود: حذف جوایز قرض الحسنه به عنوان یك تصمیم منطقی بحثی است كه قطعا مردم نیز آن را قبول خواهند كرد و با این اتفاق ، حسابهای قرض الحسنه دیگر به مفهوم بخت آزمایی و لاتاری در اذهان مردم نخواهد بود.
ادامه مطلب

نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 23:52 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


beigi57قائم مقام رئیس مركز پژوهشهای مجلس گفت: حذف جوایز از حسابهای قرض الحسنه یك ضرورت بوده و سبب بازگشت سیستم بانكی به اصل عقود اسلامی می شود.
لطف اله فروزنده اظهارداشت: اعطای جوایز و تخصیص منابع حسابهای قرض الحسنه به سایر بخشها، سبب شده تا فلسفه وجودی قرض الحسنه از بین برود.
وی افزود: با حذف این جوایز امكان بازگشت به اصل عقود اصلی اسلامی فراهم شده و ضمن جذب منابع، مصارف نیز در جای حق خود صرف خواهد شد به طوری كه منابعی كه مبتنی بر نیات خیر مردم جذب شده، قطعا باعث رونق زندگی افراد نیازمند می شود.
قائم مقام رئیس مركز پژوهشهای مجلس با بیان اینكه هدف قرض الحسنه رفع نیازهای فوری مردم است كه از طریق قرض، تسهیلات مربوطه در اختیار نیازمندان قرار می گیرد گفت: بحث قرض الحسنه باید با لحاظ كلیه لوازم و جوانب آن به اجرا درآید و در نظر گرفت كه این مهم حكم خدا است و اجرای صحیح آن قطعا امكان رفع نیازهای مردم فراهم خواهد كرد.
وی در پاسخ به این سوال كه آیا اجرای این طرح باعث كاهش حجم منابع بانكها نخواهد شد گفت: با توجه به روحیه خیرخواهانه مردم در اجرای احكام اسلامی مشكلی در بخش جذب منابع حسابهای قرض الحسنه پدید نخواهد آمد به خصوص آنكه، در امری كه حكم الهی است دیگر جای نگرانی نیست.
فروزنده بحث جبران نرخ تورم را در قالب قرض الحسنه را امكان پذیر ندانست و بهره گیری از راهكاری دیگر را در این خصوص توصیه كرد.

نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 23:42 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


beigi57مطابق بسیاری از اسناد تاریخی ، پول اختراع ایرانیان است. در ۵۶۴ سال قبل از میلاد و پیش از تشکیل دولت هخامنشی ، ایرانیان پول را اختراع و رواج دادند. رواج جدی پول به صورت سکه در زمان داریوش سوم (۴۸۵ - ۵۲۱ق.م) صورت گرفت و آن سکه نیز داریوشی یا «دریکوس» در زبان یونانی نام دارد که از طلای ناب بود.
در زمان حکومت صفوی ، سکه هایی ضرب شد که به آن عباسی می گفتند و ۵۰ عباسی را یک «تومان» می نامیدند و این لغت از این سلسله وارد فرهنگ پولی کشور شد. در دوره نادرشاه نیز نامهایی چون نادری بر واحد پول ملی گذاشته شد. اما در دوره قاجاریه قران ، شاهی و تومان به عنوان واحدهای پول مورد استفاده قرار گرفت ، اما لغت «تومان»، واژه ای ترکی ایغوری است که به معنی ۱۰ هزار در تقسیمات لشکری که فرمانده آن امیرتومان نامیده می شد. این واژه در دوره قاجار وارد فرهنگ ایرانیان شد. با این حال ، در دوره پهلوی و دقیقا از سال ۱۳۰۸ هجری شمسی همزمان با پشتوانه درآمدن طلا در پول ملی ، مسکوک نقره ای یک ریالی به نمایندگی ریال طلا در کشور رایج شد. ریال در اصل واژه ای اسپانیایی است و معنی آن شاهی است.
این واژه مترادف رویال (Royal) انگلیسی و رگالیس لاتین است که آن هم به معنی شاهی از ریشه Rexیعنی شاه است. با این حال ، شناسایی ریال به عنوان واحد پول ملی ایران رسما سال ۱۳۱۰ در مجلس شورای ملی وقت تصویب شد؛ این در حالی بود که به دلیل تغییرات اقتصادی در ایران و بروز پدیده ای جدید به نام تورم و ورود اسکناس ، واحد تومان جای خود را در اقتصاد ایران باز کرد؛ پدیده ای که نخستین بار از سوی ژوزف رابیو، مدیر بانک شاهنشاهی وقت ایجاد و منشا سوء استفاده ها و سودهای کلان غیرقانونی زیادی از سوی وی شد.
از آن زمان تاکنون ، اسکناس نه تنها جایگزین پول فلزی در ایران شده ، بلکه ارزش واحد اصلی پول ملی یعنی ریال را نیز کمتر جلوه داده است ، به طوری که اکنون تومان که در واقع با اسکناس نمود می یابد؛ شاید بتواند جای ریال را که در سکه خلاصه می شود، بگیرد.
نگاهی به تقویم انتشار اسکناس از سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۸۴ که آخرین و جدیدترین اسکناس ۲۰۰ تومانی وارد چرخه پولی کشور شد نیز همین فرضیه را ثابت می کند. این تقویم نشان می دهد از قبل از انقلاب تاکنون ، روند اسکناس های تومان درشت تر شده است.
در سال ۱۳۵۰ ، حکومت وقت یکهزار تومانی را به جریان انداخت و این مقدار در سال ۱۳۸۳ یعنی ۳۳ سال بعد به ۲ برابر و در سال ۱۳۸۵ به ۵ برابر افزایش یافت و ۵ هزار تومانی منتشر شد.


نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 23:25 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


انحصارات و بحث توزیع دو عامل مهمی اند كه در صورت توجه نكردن به آ نها، حتی با كنترل رشد نقدینگی و كاهش نرخ تورم، باعث افزایش نرخ كالاها و خدماتی می شوند كه از نظام انحصاری تولید و عرضه و نظام نامناسب توزیع برخوردارند.

به گزارش ایسنا، نتایج مطالعه و تحقیق موسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی در زمینه گرانی، افزایش قیمت ها و تورم و نیز جایگاه وزارت بازرگانی در ایجاد و مهار تورم بیانگر آن است كه هشت دلیل عمده در ایجاد چنین وضعیتی نقش داشته اند. همچنین نتایج تحقیق انجام شده بیان می كند كه اتخاذ سیاست مالی انبساطی، سیاست پولی انبساطی و نرخ تورم بالا، افزایش بی رویه واردات، بحران در بازار سرمایه، نبود تعادل در بازار كار، سهمیه بندی بنزین و آثار تورمی آن و افزایش تعرفه واردات برخی كالاها در افزایش قیمت ها و گرانی های دو سال اخیر نقش موثر و مهمی ایفا كرده اند.


نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 22:55 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


یك اقتصاددان گفت: كار بانكها به عنوان یك بنگاه اقتصادی با اهداف انتفاعی، قرض الحسنه نیست و حسابهای قرض الحسنه باید از بانكها خارج شود.
محمد طبیبیان اظهارداشت: قرض الحسنه یك كار خیریه است و باید به خود مردم با نیات خیرخواهانه سپرده شود.
وی در پاسخ به این سوال كه انتقال این حسابها به بانك یا صندوقهای قرض الحسنه می تواند راهگشا باشد افزود: اختصاص بانكی به این منظور و یا انتقال این حسابها به صندوقهای قرض الحسنه نیز نمی تواند راهگشا باشد چراكه باید این كار به عنوان یك كار خیریه به خود مردم سپرده شود.
یك اقتصاددان درپاسخ به این سوال كه دلیل اصرار به نظارت بانك مركزی بر فعالیت صندوقهای قرض الحسنه چیست گفت: در شرایط تورمی حاضر این كار از بروز برخی فسادها جلوگیری می كند.
وی در خصوص طرح اخیر مظاهری در قالب جبران نرخ تورم توسط تسهیلات گیرنده گفت: تعیین نرخ سود براساس نرخ تورم انتظاری به اضافه چنددرصد كارمزد منطقی به نظر می رسد.
طبیبیان گفت: اینكه سپرده گذاران نرخی بالاتر از تورم دریافت كنند و گیرندگان تسهیلات ملزم به باز پرداخت تسهیلات با نرخی بالای نرخ تورم می باشند، ایده خوبی است و به شفاف سازی و اصلاح فعالیت بانكها كمك می كند .
وی افزود: اگر همین معامله در خصوص سپرده گذار لحاظ شود، قعطا ایده مظاهری می تواند ایده مناسبی باشد.
این اقتصاددان متذكر شد: كارمزد یك تا سه درصد به اضافه نرخ تورم كه برای همه مشتریان درنظر گرفته شده به طور متوسط بوده و باید این رقم در مورد فعالیتهای پرریسك گرانتر باشد.
وی به ذخیره قانونی ۱۷ درصد بانكها نزد بانك مركزی و هزینه آن اشاره كرد و افزود: در بحث تامین هزینه بانكها از محل ۳ درصد كارمزد باید دید كه آیا این هزینه، می تواند هزینه ذخیره قانونی ۱۷ درصدی را نیز پوشش دهد یا خیر.
به نقل از خبرگزاری فارس

نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 20:42 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


روزی ، روزگاری پادشاهی 4 همسر داشت. ...

او عاشق و شیفته همسر چهارمش بود. با دقت و ظرافت خاصی با او رفتار می کرد و او را با جامه های گران قیمت و فاخر می آراست و به او از بهترین ها هدیه میکرد. همسر سومش را نیز بسیار دوست می داشت و به خاطر داشتنش به پادشاه همسایه فخر فروشی می کرد. اما همیشه می ترسید که مبادا او را ترک کند و نزد دیگری رود. همسر دومش زنی قابل اعتماد، مهربان، صبور و محتاط بود. هر گاه که این پادشاه با مشکلی مواجه می شد، فقط به او اعتماد می کرد و او نیز همسرش را در این مورد کمک می کرد. همسر اول پادشاه، شریکی وفادار و صادق بود که سهم بزرگی در حفظ و نگهداری ثروت و حکومت همسرش داشت. او پادشاه را از صمیم قلب دوست می داشت، اما پادشاه به ندرت متوجه این موضوع می شد.

ادامه مطلب

نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 23:10 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


۱- همگــام بودن با تکنولــوژی

۲- مدیـــریت اطلاعات

۳‌- تعــادل احساســات

۴-مدیــریت ارتباطات بــر ارتباطات

۵- توانایـــی سازگــار شدن با محیط

۶- مدیـــریت منابع

۷- اخلاق خـــوب

۸- تنــوع

۹- هدایت نه مدیـــریت

۱۰- رویای شغلــی

ادامه مطلب

نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 14:26 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


 

 beigi57                             

قانون انگیزه:

هر چه می‌گویید یا انجام می‌دهید از تمایلات درونی، خواسته‌های شما سرچشمه می‌گیرد. پس برای رسیدن به موفقیت باید انگیزه‌ها را مشخص کرد تا با یک برنامه‌ریزی اصولی به هدف رسید.

 

قانون انتظار:

اگر با اعتماد به نفس، انتظار وقوع چیزی را در جهان پیرامونتان داشته باشید آن چیز به وقوع می‌پیوندد. شما همیشه هماهنگ با انتظاراتتان عمل می‌کنید و این انتظارات بر رفتار و چگونگی برخورد اطرافیانتان تأثیر می‌گذارد.

ادامه مطلب

نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 22:42 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


چرا وقتی که مطمئنم که مشتریان خوبی پیدا کرده‌ام، آنها را خیلی زود از دست می‌دهم؟

پاسخ: وقتی که دانش آموز سر کلاس حاضر باشد، سر و کله معلم نیز پیدا خواهد شد. حال ممکن است معلم بد باشد. هر جا که فروشنده باشد، مشتری هم است، اما باید روش تشخیص آنها را خوب بدانید.

 می‌دانم درست نیست که این را بگویم اما گاهی اوقات یک مشتری تمام روزم را خراب کرده است. در این مواقع چه کار باید بکنم؟

پاسخ: آیا فقط یک بار اتفاق می‌افتد یا همیشه؟ یاد بگیر چطور این تناقض را تغییر دهی تا تو و مشتری‌هایت به جای عذاب کشیدن از معامله لذت ببرید.

می‌دانم برای اینکه کارم را بسیار خوب انجام دهم بسیار خوب هستم اما به دلایلی چندان اعتماد به نفس ندارم. با این وضعیت چگونه برخورد کنم؟

پاسخ: همیشه چیزهای کوچک هستند که باعث بروز اختلافات بزرگ می‌شوند. داشتن دیدگاه و ذهنیت مثبت و باور داشتن توانایی‌های خود باعث می‌شود که ترستان از انجام کار بریزد و از کارتان لذت ببرید.

دسته‌ای از افراد وجود دارند که نمی‌توانم با آنها ارتباط برقرار کنم. این در حالی است که یقین دارم که آنها مشتریان بسیار خوبی از آب در می‌آیند. چه کار کنم که بتوانم آنها را متقاعد سازم؟

پاسخ: یک بار کسی گفت: «من تا به حال نتوانسته‌ام همسرم را درک کنم». یک روز تمام با او صحبت کردم ولی نتوانستم حرف هایش را بفهمم!

چیزی که عجیب است این است که اگر چه پاسخ به این سؤال بسیار روشن است، اما بیشتر افراد نمی‌توانند پاسخ این سؤال را بیابند و همین مشکل هم بر روی افراد کاسب و بازرگان نیز تأثیر می‌گذارد.

من برای متقاعد کردن مشتریانم دست به هر کاری می‌زنم، اما بیشتر اوقات نتیجه نمی‌دهد. آیا تکنیک مؤثری برای این کار سراغ دارید؟

پاسخ: گاهی یک تصویر کار هزاران کلمه را می‌کند. سعی کنید از محصولاتتان تصاویر واضح و زیبایی تهیه کنید. در این صورت خیلی راحت‌تر مشتریان خود را برای خرید اجناستان قانع می‌کنید.

 

از: وبلاگ راهکارهای مدیریت


نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 20:28 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


beigi57

به بانکها و سازمانهایی كه به مناسبتهای مختلف اقدام به تهیه و توزیع سكه (به خصوص به پرسنل خود) می كنند توصیه می شود كه به جای سكه محصولات كارخانجات را خریداری و اهدا نمایند تا به تولید بیشتر واحدهای تولیدی كمك شود و از ایجاد سرمایه راكد نیز جلوگیری گردد. 


نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 19:42 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


سالها پیش آنقدر از فشارهای پروژه و دشوار بودن تولید نرم افزار در ایران خسته شده بودم که با یکی از دوستان همدانشگاهی تصمیم گرفتیم یک شغل شرافتمندانه انتخاب کنیم! این بود که مشاغل مختلف را علمی، بررسی کردیم و آخر از همه تصمیم گرفتیم یک میوه فروشی باز کنیم! چرا؟ به هزار و پانزده دلیل! ۱۵ دلیلش را می نویسم، هزارتای بقیه اش را خودتان خواهید دانست:

ادامه مطلب

نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 22:30 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


یك كارشناس پولی - بانكی با سه انتقاد به طرح اخیر رئیس كل بانك مركزی در خصوص جبران نرخ تورم توسط تسهیلات گیرنده، نظردهی و تصمیم گیری در این خصوص را به فقها واگذار كرد.
علی یاسری اظهارداشت: كمیته اصلاح ساختار سیستم بانكی هم اكنون بر روی طرحی مشغول مطالعه و بررسی است كه ۳ محور اساسی در آن پیگیری می شود.
وی افزود: در محور اول طرح، دیگر رابطه بانك با مشتری رابطه شریك با شریك نیست بلكه این رابطه به قرض دهنده و قرض گیرنده تغییر شكل می یابد.
این كارشناس پولی - بانكی گفت: محور دوم آن بحث گرفتن كارمزد یك تا سه درصدی به جای سود از مشتری است كه منبعی برای تامین هزینه های بانكها خواهد شد.
وی افزود: محور سوم این موضوع را پیگیری می كند كه بانك به عنوان قرض دهنده پولی را به قرض گیردنه می دهد كه در آن به جای نرخ سود نرخ تورم را لحاظ می كند.
یاسری اضافه كرد: این طرح هنوز قطعیت نیافته و باید در كمیته اصلاح ساختار سیستم بانكی بیشتر بررسی شود ولی اصل موضوع این است كه بحث در خصوص محور اول و سوم بحثی است كه تنها فقها می توانند در خصوص آن نظر دهند.
وی با اشاره به محور اول گفت: اگر قرار باشد دیگر رابطه بانك و مشتری رابطه شراكتی نباشد كه همان خواسته رئیس جمهور است، قالب بانكداری فعلی را به بانكداری غربی تغییر ماهیت می دهد.
ادامه مطلب

نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 20:58 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


                                               

1-  راننده مینی بوس با سرعت زیاد پشت چراغ قرمز ترمز می کند بیچاره موتور سوار که از جلو و چراغ خبر ندارد محکم به پشت مینی بوس برخورد می کند و به بخت بد خود فحش می دهد در همین حین راننده مینی بوس پیاده می شود و می گه : " کدوم فلان فلان شده ای فلان فحش رو داد. " همه ی مردم آن اطراف انگار نه انگار ( خدا نکرده نکند کر شدن ) هیچ کسی نیست توی دهان این فرد بزند.

مقصر کیست؟! مردم و یا شاید ماموران انتظامی که همه جا نیستند!

                                 

2-  در پیاده رو راه می روید پشت سرتان یا از روبرو بوق بوق کنان موتور داره می آید به خاطر اینکه دست و پایتان نشکند می روید کنار. حالا اگر نرفتید کنار ، دهان مبارک باز می شود و ...

اگر جواب بدهید دو حالت دارد :

1) مردم می گویند : " عجب آدم بد دهنی است ."

2) موتور سوار هیکلی است و یک کتک در ست و حسابی می خورید. بقیه مردم همه تماشاگران و منتقدان خوبی هستند. مردم هم می گویند : " عجب آدم بی دست و پایی. " اگر جواب ندهید ، اصلا فرق پیاده رو با خیابان چیست؟ ( مگه آن موتور سوار جزیی از مردم نیست و یا افراد در پیاده رو از مردم نیستند؟ (

مقصر کیست؟! مردم و یا ماموران راهنمایی و رانندگی که از این به بعد باید در پیاده رو هم مامور بگذارند ! ( یا چراغ ! ) و یا شاید در پیاده رو ها هم پل عابر پیاده !

 

3-  نانوایی محله می روید ، به شاطر می گوید چرا نان خمیر یا سوخته است می گه : همینه که هست ، یا نان نداریم!!

از این به بعد اگر منطقه ۱۰ زندگی می کنید برای تهیه نان به منطقه ۱۵ بروید . ( مگه آن شاطر جز مردم نیست!)

مقصر کیست؟! مردم و یا بازرسان که از این به بعد بخاطر کاهش بیکاری هم که شده در هر نانوایی یک بازرس می گذاریم!

 

4-  راننده شرکت واحد از ۱۰ متری چراغ قرمز را می بیند ( خدا را شکر با تمام مشکلات تایمر ها همه چراغ ها تایمر دارند.) اما پا را روی گاز می گذارد به یک متری چراغ که می رسد ترمز می کند مردم به یاد تیم ملی یک موج مکزیکی راه می اندازند! ( مگه آن راننده اتوبوس جزیی از این مردم نیست؟(

مقصر کیست؟! مردم و یا شرکت واحد که از این به بعد همانند اتوبوس های بین شهری کارت سرعت ( کیلو متر) را روی اتوبوس ها نصب می کنیم!

 

5-  اول خط سوار اتوبوس شده اید ۴۵ دقیقه هست که نشسته یا ایستاده اید . هیچ کس صدایش در نمی آید و یا تا زمانی که راننده نیامده همه اعتراض می کنند. با دیدن راننده همه ساکت می شوند.

مقصر کیست؟! مردم و یا شرکت واحد که از این به بعد ساعت های کارت زنی ورود و خروج ( اول و پایان خط) نصب می کنیم!

......

                                

واقعا مقصر کیست ؟ مردم و یا دولت ؟

کشور در حال توسعه کشوری است که مردم آن هم در حال توسعه باشند و کشور عقب مانده کشوریست که مردم عقب مانده ای دارد.


نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 23:38 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش


محمدبیگیتصور اینکه تبلیغات می تواند پرده ای بر روی معایب محصول باشد و موقعیت شرکت و محصول را در نبود تفکری بازار مدار تضمین نماید ، تصوری محکوم به شکست است.

سه هدف عمده برای تمامی فعالیت های ترفیع عبارتند از:

اطلاع دهندگی

ترغیب کنندگی

یادآوری کنندگی

متاسفانه همه روزه شاهد موارد بسیاری از نادیده گرفتن این اصول در تبلیغات می باشیم. برای اینگونه شرکت ها فقط سه سوال هشدار دهنده مطرح می سازیم شاید که زنگ خطری باشد برای آنها :

1-  آیا می دانید یک مشتری ناراضی ، تجربه منفی خویش را به چند نفر منتقل می کند ؟

2-  آیا می دانید هزینه بدست آوردن یک مشتری جدید چقدر می باشد ؟

3-  آیا می دانید جبران لطمه ای که از این طریق به شما می خورد تا چه میزان هزینه بر وزمان برمی باشد و یا حتی در بعضی موارد جبران ناپذیر است ؟

پس با توجه به این مباحث حتی اگر توجهی به تعهدات اخلاقی ، وجدان فردی و مسئولیتهای که هریک در جهت داشتن جامعه ای سالم داریم ننمایم ، آیا صحیح است که برای بدست آوردن سود جزیی وناچیز در کوتاه مدت ، آینده و اعتبار خود را در بلند مدت فدا کنیم و یوسف به زر ناسره بفروشیم ؟

موارد بسیاری از نمونه های تبلیغات یا بازاریابی گمراه کننده و غیر مسئولانه وجود دارد ولی میتوان به عنوان مثال موارد زیر را مطرح نمود :

ادامه مطلب

نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 21:27 | لینک  | 
لطفا نظر يادتون نره! ----------------------------------------------------------------------------------------------نخود هر آش



نوشته شده توسط عبدالرضا محمدبيگي در ساعت 20:46 | لینک  |